صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 413

غزل شمارهٔ 413

شاعر: سنایی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: اری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

انصاف بده که نیک یاری

زو هیچ مگو که خوش نگاری

22

در رود زدن شکر سماعی

در گوی زدن شکر سواری

33

مه جبهت و آفتاب رویی

زهره دل و مشتری عذاری

44

بنوشت زمانه گویی آنجا

در جانت کتاب بردباری

55

بنگاشت خدای گویی اینجا

در دیده‌ت نقش حقگزاری

66

از لعل تو هست عاقلان را

یک نوش و هزار گونه خاری

77

در جزع تو هست عاشقان را

یک غمزه و صد هزار خاری

88

جز غمزهٔ تو که دید هرگز

یک ناوک و صد جهان حصاری

99

جز خندهٔ تو که داشت در دهر

یک شکر و نه فلک شکاری

1010

در رزم تو هیچ دل نپوشد

بر تن زره ستیزه‌کاری

1111

در بزم تو هیچ شه ندارد

بر سر کله بزرگواری

1212

ای شوخ سیه‌گری که از تو

کم دید کسی سپیدکاری

1313

از ابجد برتری ازیراک

نی یک نه دو نه سه نه چهاری

1414

سرمازدگان آب و گل را

در جمله، بهار در بهاری

1515

جان و دل و دین بنده با تست

تا اینهمه را چگونه داری

1616

چون بازسپید دلفریبی

چون شیرسیاه جانشکاری

1717

تا پای من اندرین میانست

دستی به سرم فرو نیاری

1818

من پای فرو نهادم ایراک

دانم سر پای من نداری

1919

دشنام دهی که ای سنایی

بس خوش سخن و بزرگواری

2020

هر چند جواب شرط من نیست

با این همه صد هزار باری

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای آنکه رخ چو ماه داری

رخسارهٔ من چو کاه داری

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 412

اگلی نظم

در ره‌روی عشق چه میری چه اسیری

در مذهب عاشق چه جوانی و چه پیری

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 414

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آن را که به لطف سر بخاری

از عقل و معامله برآری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2746

خضری به میان سینه داری

در آب حیات و سبزه زاری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2747

می‌آید سنجق بهاری

لشکرکش شور و بی‌قراری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2748

ای چشم و چراغ شهریاری

والله به خدا که آن تو داری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2749

آمد به درت امیدواری

کو را به جز از تو نیست یاری

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 255

ای دل، بنشین چو سوکواری

کان رفت که آید از تو کاری

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 256

پروانه شبی ز بی قراری

بیرون آمد به خواستاری

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 776

ای بوس تو اصل هر شماری

چشم سیهت سفید کاری

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 777

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور