صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 256

غزل شمارهٔ 256

شاعر: عراقی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: اری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

ای دل، بنشین چو سوکواری

کان رفت که آید از تو کاری

2

وی دیده ببار اشک خونین

بی کار چه مانده‌ای تو، باری؟

3

وی جان، بشتاب بر در دوست

چون نیست جز اوت هیچ یاری

4

گو: آمده‌ام به درگه تو

تا در نگری به دوستداری

5

گر بپذیرم: اینت دولت

ور رد کنی، اینت خاکساری

6

نومید چگونه باز گردد

از درگه تو امیدواری؟

7

یاد آر ز من، که بودم آخر

در بندگی تو روزگاری

8

چون از تو جدا فکندم ایام

ناکام شدم به هر دیاری

9

بی‌روی تو هر گلی که دیدم

در دیدهٔ من خلید خاری

10

بی‌بوی خوشت نیایدم خوش

بوی خوش هیچ نوبهاری

11

بی دوست، که را خوش آید آخر

بوی گل و رنگ لاله زاری؟

12

و اکنون که ز جمله ناامیدم

بی روی تو نیستم قراری

13

دریاب، که مانده‌ام به ره در

در گردن من فتاده باری

14

بشتاب، که بر درت گدایی است

مانا که عراقی است، آری

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آمد به درت امیدواری

کو را به جز از تو نیست یاری

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 255

اگلی نظم

تا چند عشق بازیم بر روی هر نگاری؟

چون می‌شویم عاشق بر چهرهٔ تو باری

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 257

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

آن را که به لطف سر بخاری

از عقل و معامله برآری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2746

خضری به میان سینه داری

در آب حیات و سبزه زاری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2747

می‌آید سنجق بهاری

لشکرکش شور و بی‌قراری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2748

ای چشم و چراغ شهریاری

والله به خدا که آن تو داری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2749

انصاف بده که نیک یاری

زو هیچ مگو که خوش نگاری

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 413

پروانه شبی ز بی قراری

بیرون آمد به خواستاری

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 776

ای بوس تو اصل هر شماری

چشم سیهت سفید کاری

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 777

آمد به درت امیدواری

کو را به جز از تو نیست یاری

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 255

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور