صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید و قطعات
  4. »شمارهٔ 53

شمارهٔ 53

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: د

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 14

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

چون ز بد گوی من سخن شنوی

بر تو تهمت نهم ز روی خرد

2

گویم ار تو نبودیی خرسند

او مرا پیش تو نگفتی بد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای خواجه اگر قامت اقبال تو امروز

مانند الف هیچ خم و پیچ ندارد

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 52

اگلی نظم

روح مجرد شد خواجه زکی

گام چو در کوی طریقت نهاد

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 54 - در رثای زکی الدین بلخی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

از دهانت سخن به کام رسد

از لبان تو می به جام رسد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 975

لب لعل تو جز به جان نبرد

آشکارا برد، نهان نبرد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 977

عاشق از سینه جان برون گیرد

تا غمت را به جان درون گیرد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 984

انما الله واحد و احد

صمد لم یلد و لم یولد

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1

چون ز دوزخ کنند خلق گذر

شست و شویی کنند در کوثر

جامی»هفت اورنگ»اعتقادنامه»بخش 30 - اشارت به حوض کوثر

بخت و دولت چو پیشکار تواند

نصرة و فتح پیشیار تو باد

رودکی»ابیات پراکنده»شمارهٔ 40

غم نه بر دل که گر نهی بر کوه

کوه گردد ز بار غصه ستوه

سعدی»مواعظ»مثنویات»شمارهٔ 18

همه فرزند آدمند بشر

میل بعضی به خیر و بعضی شر

سعدی»مواعظ»مثنویات»شمارهٔ 20

هر که آمد بر خدای قبول

نکند هیچش از خدا مشغول

سعدی»مواعظ»مثنویات»شمارهٔ 42

حسن میْمندی را گفتند: «سلطان محمود چندین بندهٔ صاحب‌جمال دارد که هر یکی بدیعِ جهانی‌اند. چگونه افتاده است که با هیچ یک از ایشان میل و محبتی ندارد، چنان که با اَیاز که حسنی زیادتی ندارد؟» گفت: «هر چه به دل فرو آید، در دیده نکو نماید.»

هر که سلطان مریدِ او باشد

سعدی»گلستان»باب پنجم در عشق و جوانی»حکایت شمارهٔ 1

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور