زمین
از دهانت سخن به کام رسد
از لبان تو می به جام رسد
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 975
لب لعل تو جز به جان نبرد
آشکارا برد، نهان نبرد
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 977
عاشق از سینه جان برون گیرد
تا غمت را به جان درون گیرد
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 984
انما الله واحد و احد
صمد لم یلد و لم یولد
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1
چون ز دوزخ کنند خلق گذر
شست و شویی کنند در کوثر
جامیهفت اورنگاعتقادنامهبخش 30 - اشارت به حوض کوثر
بخت و دولت چو پیشکار تواند
نصرة و فتح پیشیار تو باد
رودکیابیات پراکندهشمارهٔ 40
از زره بود پشتِ حیدر فرد
کرد خصمش سؤال گفتا مرد
سناییحدیقة الحقیقه و شریعة الطریقهالباب السّادس فی ذکر نفس الکلّی و احوالهبخش 44 - حکایت در شجاعت و غیرت
چون ز بد گوی من سخن شنوی
بر تو تهمت نهم ز روی خرد
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 53
عاشقان را غذا بلا باشد
عاشقی بی بلا کجا باشد
سناییطریق التحقیقبخش 56 - فصل فی البلا
وقت ضر و عنا دل صابر
گاه نفع و غنا زبان شاکر
سناییطریق التحقیقبخش 60 - الایمان نصفان، نصفه صبر ونصفه شکر