صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید و قطعات
  4. »شمارهٔ 183 - هم در هجای معجزی شاعر

شمارهٔ 183 - هم در هجای معجزی شاعر

شاعر: سنایی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
1

معجز معجزی پدید آمد

چون فرورید قوم او پسری

2

بی‌نهادی پلید و پر هوسی

بی‌زمانی دراز و بی‌خبری

3

هم ازو بود و از کفایت او

که بهر کار دارد او هنری

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چون به ملک اندر بر آرد گردی از مردان مرد

داد او را تاج و تخت و ملک عالم بر سری

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 182

اگلی نظم

شد باز گهر طبع گهرزای معزی

شد یار فلک عقل فلکسای معزی

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 184 - در رثای امیر معزی

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هر کسی را هوای سیم و زری

من مسکین و داغ سیمبری

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1959

ای که از شاخ گل لطیف تری

روی خود بین به گل چه می نگری

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 932

این جهان را نگر به چشم خرد

نی بدان چشم کاندر او نگری

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 115 - شعر از سعید نفیسی بازسازی شده از روی برگردان عربی شعر رودکی

می‌شنیدم به حسن چون قمری

چون بدیدم از آن تو خوب‌تری

سعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 31

ای که بر دوستان همی‌گذری

تا به هر غمزه‌ای دلی ببری

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 544

دیدم امروز بر زمین قمری

همچو سروی روان به رهگذری

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 550

گر کنم در سر وفات سری

سهل باشد زیان مختصری

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 556

می‌شنیدم به حسن چون قمری

چون بدیدم از آن تو خوبتری

سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 82

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور