صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رودکی
  2. »قصاید و قطعات
  3. »شمارهٔ 115 - شعر از سعید نفیسی بازسازی شده از روی برگردان عربی شعر رودکی

شمارهٔ 115 - شعر از سعید نفیسی بازسازی شده از روی برگردان عربی شعر رودکی

شاعر: رودکی

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ری

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: قصیده

شگفت آن‏که هیچ یک از کسانی که این دو بیت ترجمهٔ نفیسی را از کتاب وی نقل‏ کرده‏ اند به توضیح صریح و آشکار آن مرحوم توجه ننموده و این قطعه را از رودکی پنداشته‏ اند! از این گروه‏ اند شادروان استاد محمد معین(مجموعهٔ اشعار دهخدا،ص 111)،براگینسکی‏ (رودکی،آثار منظوم،ص 110)،دکتر محمد جعفر محجوب(سبک خراسانی در شعر فارسی،ص 121)،دکتر خلیل خطیب رهبر(رودکی،ص 46)و دکتر محمد دبیرسیاقی. (پیشاهنگان شعر فارسی،ص 57).»
Toggle stanza 1
1

این جهان را نگر به چشم خرد

نی بدان چشم کاندر او نگری

2

همچو دریاست وز نکوکاری

کشتیی ساز، تا بدان گذری

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

جعد همچون نورد آب بباد

گوییا آنچنان شکسته‌ستی

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 114

اگلی نظم

مار را، هر چند بهتر پروری

چون یکی خشم آورد کیفر بری

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 116

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

هر کسی را هوای سیم و زری

من مسکین و داغ سیمبری

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1959

ای که از شاخ گل لطیف تری

روی خود بین به گل چه می نگری

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 932

می‌شنیدم به حسن چون قمری

چون بدیدم از آن تو خوب‌تری

سعدی»دیوان اشعار»ملحقات و مفردات»شمارهٔ 31

ای که بر دوستان همی‌گذری

تا به هر غمزه‌ای دلی ببری

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 544

دیدم امروز بر زمین قمری

همچو سروی روان به رهگذری

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 550

گر کنم در سر وفات سری

سهل باشد زیان مختصری

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 556

می‌شنیدم به حسن چون قمری

چون بدیدم از آن تو خوبتری

سعدی»مواعظ»مفردات»شمارهٔ 82

معجز معجزی پدید آمد

چون فرورید قوم او پسری

سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 183 - هم در هجای معجزی شاعر

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور