رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 114شمارهٔ 114شاعر: رودکیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)قافیہ: ستهستیصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجعد همچون نورد آب ببادگوییا آنچنان شکستهستی2نقل کریںمیانکش نازکک چو شانهٔ موگویی از یک دگر گسستهستی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبیار آن می که پنداری روان یاقوت نابستیو یا چون برکشیده تیغ پیش آفتابستیرودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 113اگلی نظماین جهان را نگر به چشم خردنی بدان چشم کاندر او نگریرودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 115 - شعر از سعید نفیسی بازسازی شده از روی برگردان عربی شعر رودکیماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبیار آن می که پنداری روان یاقوت نابستیو یا چون برکشیده تیغ پیش آفتابستیرودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 113
اگلی نظماین جهان را نگر به چشم خردنی بدان چشم کاندر او نگریرودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 115 - شعر از سعید نفیسی بازسازی شده از روی برگردان عربی شعر رودکی