سنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 184 - در رثای امیر معزیشمارهٔ 184 - در رثای امیر معزیشاعر: سناییوزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: ایمعزیصنف: قصیدهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشد باز گهر طبع گهرزای معزیشد یار فلک عقل فلکسای معزی2نقل کریںگر زهره به چرخ دویم آید عجبی نیستدر ماتم طبع طرب افزای معزی3نقل کریںکز حسرت درهای یتیمش چو یتیمانبنشست عطارد به معزای معزی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظممعجز معجزی پدید آمدچون فرورید قوم او پسریسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 183 - هم در هجای معجزی شاعراگلی نظمسخن را به خواب اندرون دوش گفتمکه گر شدی معزی تو دایم همی زیسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 185 - و نیزماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظممعجز معجزی پدید آمدچون فرورید قوم او پسریسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 183 - هم در هجای معجزی شاعر
اگلی نظمسخن را به خواب اندرون دوش گفتمکه گر شدی معزی تو دایم همی زیسنایی»دیوان اشعار»قصاید و قطعات»شمارهٔ 185 - و نیز