صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4365

غزل شمارهٔ 4365

شاعر: صائب

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: اکرد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

آسایش تن غافلم از یاد خدا کرد

همواری این راه مرا سر به هوا کرد

2

این خانه خرابی به حباب است سزاوار

از آبِ روان خانه نبایست جدا کرد

3

بی‌جذبه به جایی نرسد کوشش رهرو

برگردم ازان ره که توان رو به قفا کرد

4

چون نافه نفس در جگر باد صبا سوخت

تا یک گره از زلف گرهگیر تو وا کرد

5

در رهگذرش چاه شود دیدهٔ حسرت

از راستی آن کس که درین راه عصا کرد

6

بی‌رنج طلب روی دهد آنچه نخواهی

دولت عجبی نیست اگر روی به ما کرد

7

در معرکهٔ عشق دلیرانه متازید

بر صفحهٔ دریا نتوان مشقِ شنا کرد

8

اقرار نکردن به گنه عینِ گناه است

قایل نشد آن کس که به تقصیر خطا کرد

9

قایل به خطا باش که مردود جهان شد

هر کس گنه خویش حوالت به قضا کرد

10

دور فلک از زمزمهٔ عشق تهی بود

این دایره را خامه صائب به نوا کرد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از خال توان راه به آن کنج دهان برد

بی خضر به سرچشمه جان پی نتوان برد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4364

اگلی نظم

ساقی دهن شیشه ما باز به لب کرد

جان عجبی در تن ارباب طرب کرد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4366

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

تا غمزه خون ریز تو قصد دل ما کرد

بیچاره دلم را هدف تیر بلا کرد

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 484

میل خم ابروی توام پشت دو تا کرد

در شهر چو ماه نوم انگشت نما کرد

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 285

تا باز فلک طبع هوا را چو هوا کرد

بلبل به سر گلبن و بر شاخ ندا کرد

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 37 - در مدح خواجه حکیم ابوالحسن علی بن محمد طبیب

دوران می حسرت همه در ساغر ما کرد

بر هرچه نهادیم دل از دیده جدا کرد

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 152

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور