صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 4753

غزل شمارهٔ 4753

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

قافیہ: ار

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 27

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

مطرباچنگ را بکش به کنار

رگ این خشک مغز رابفشار

22

به نفسهای آتشین چون برق

ازنیستان جسم دود برآر

33

میر این کاروان تویی امروز

خفتگان رازخواب کن بیدار

44

خون مارابخر زقبضه خاک

سیل ماراببربه دریا بار

55

حدی عاشقانه ای سرکن

بارمن غم ازدل جهان بردار

66

به نوا نرم ساز دلهارا

تاشود نقش را پذیرفتار

77

پوست برمغز پخته زندان است

مغز را از حجاب پوست برآر

88

حسن یوسف حریف زندان نیست

پرده بردار ازرخ اسرار

99

درفلاخن گذار دلهارا

پس میفکن به کوچه دلدار

1010

سینه زنگ بسته مارا

صیقلی کن چو چهره دلدار

1111

سخن از زلف دلستان سرکن

رگ جان را به پیچ وتاب درآر

1212

نی سواران ناله نی را

نیست میدان به جز دل افگار

1313

کشتی از بادبان برآرد پر

آه دل راکند سبکرفتار

1414

عشق چون ناله سرکند،عشاق

پای کوبان روند برسردار

1515

چون زندکف به یکدگرعاشق

هردوعالم بهم خورد یکبار

1616

ترک دستارکن که نخل امید

چون فشاند شکوفه، آرد بار

1717

دیگ جوشان چه می کند سرپوش

سرعاشق کجابرد دستار؟

1818

نیست دریای عشق لنگرگیر

دل بپردازاز شکیب و قرار

1919

جلوه شاهدان خوش حرکات

آ ب راباز دارد از رفتار

2020

چقدردست و پا زدم صائب

که دل از دست رفت ودست از کار

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

کام دل ازان چهره افروخته برگیر

درهرنگهی دیده خودرا به گهر گیر

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4752

اگلی نظم

مطربا مهر از دهان بردار

بند خاموشی از زبان بردار

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4754

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چیست هستی به آن‌همه آزار؟

گل چشمی و ناز صد مژه خار

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1666

خاک ما نامه‌ها به جانب یار

می‌نویسد ولی به خط غبار

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1667

در هوس‌گاه عالم بیکار

اگرت ناخنیست، سر می‌خار

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1668

خواجه عبدالخالق غجدوانی را - قدس سره - روزی درویشی پیش او گفت: اگر خدای تعالی مرا مخیر گرداند میان بهشت و دوزخ من دوزخ را انتخاب کنم زیراکه بهشت مراد نفس است و دوزخ مراد خدای تعالی خواجه او را رد کردند و فرمودند که بنده را به اختیار چه کار؟ هر جا گوید رو رویم و هرجا گوید باش باشیم.

کار بی اختیار خواجه مکن

جامی»بهارستان»روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)»بخش 33

از عبدالله بن جعفر - رضی الله عنه - آورده اند که روزی عزیمت سفری کرده بود، در نخلستان قومی فرود آمد که غلامی سیاه نگاهبان آن بود، دید که سه قرص نان به جهت قوت وی آوردند سگی آنجا حاضر شد.

آن غلام یک قرص را پیش وی انداخت، بخورد پس دیگری را بینداخت، آن را هم بخورد و پس دیگری را بینداخت، آن را هم بخورد عبدالله رضی الله عنه از وی پرسید که هر روز قوت تو چیست؟ گفت: آنچه دیدی.

جامی»بهارستان»روضهٔ چهارم (در ذکر بخشندگان)»بخش 6

چیست آن شاهد سفید عذار

رو برهنه روان به هر بازار

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 15

عقد دینارها که از کف جود

کرد شاه جهان پناه نثار

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 27

شمت برقا یلوح للاسرار

کاد یمحو بریقه الانوار

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 244

بر رُخَش زلف عاشق است چو من

لاجرم همچو منش نیست قرار

رودکی»قصاید و قطعات»شمارهٔ 54 - بر رخش «زلف» عاشق است چو من

دور ماند از سرای خویش و تبار

نسری ساخت بر سر کهسار

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف»پاره 8

مزید تلاش کریں
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور