عقد دینارها که از کف جود
کرد شاه جهان پناه نثار
گر به انگشت گیرم آن برسد
به هر انگشت من دوبار هزار
زمین
چیست هستی به آنهمه آزار؟
گل چشمی و ناز صد مژه خار
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1666
خاک ما نامهها به جانب یار
مینویسد ولی به خط غبار
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1667
در هوسگاه عالم بیکار
اگرت ناخنیست، سر میخار
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1668
بر رُخَش زلف عاشق است چو من
لاجرم همچو منش نیست قرار
رودکیقصاید و قطعاتشمارهٔ 54 - بر رخش «زلف» عاشق است چو من
دور ماند از سرای خویش و تبار
نسری ساخت بر سر کهسار
رودکیمثنویهاابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیفپاره 8
مطربِ عاشقان بجنبان تار
بزن آتش به مؤمن و کفار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1156
گر تو خواهی وطن پر از دلدار
خانه را رو تهی کن از اغیار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1157
رحم بر یار کی کند هم یار
آه بیمار کی شنود بیمار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1158
عار بادا جهانیان را عار
از دو سه ماده ابله طرار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1163
خلق را زیر گنبد دوار
چشمها کور و دیدنی بسیار
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1164
فارسی متن کا ماخذ: گنجور