زمین
عمرها شد عجزطاقت سویجیبم رهبرست
در ره تسلیم دل پاییکه من دارم سرست
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 642
نسخهٔ آرام دل در عرض آهی ابترست
غنچهها را خامشی شیرازهٔ بال و پرست
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 643
حفظ دولت در پریشان کردن سیم و زرست
مد احسان رشته شیرازه این دفترست
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 968
نعمت الوان دنیا مایه دردسرست
خون فاسد در بدن آهن ربای نشترست
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 969
عاشق پروانه مشرب را چه پروای سرست؟
رشته این شمع بی پروا کمند صرصرست
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 970
در شب مهتاب می را آب و تاب دیگرست
باده و مهتاب با هم همچو شیر و شکرست
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 971
دل چنین زار و نزار از اختر بد گوهرست
شعله لاغر این چنین از چشم تنگ مجمرست
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 972
عشرت روی زمین در چرب نرمی مضمرست
رشته هموار را بالین و بستر گوهرست
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 973