صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 971

غزل شمارهٔ 971

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
در شب مهتاب می را آب و تاب دیگرست
باده و مهتاب با هم همچو شیر و شکرست
22
چون به شیرینی نگردد باده های تلخ صرف؟
کز فروغ ماه، شکر در دهان ساغرست
33
مطرب و می چون به دست افتاد، شاهد گو مباش
کز فروغ مه، زمین و آسمان سیمین برست
44
گرچه زور باده می‌آرد به جولان شیشه را
پرتو مهتاب این طاوس را بال و پرست
55
باده روشن گهر را نسبتی با ماه نیست
نیست مهتاب با می همچو کف با گوهرست
66
آسیای جام را آب از می روشن بود
موجه صهبا پریزاد قدح را شهپرست
77
از می لعلی، چراغ جام روشن می شود
چربی پهلوی ماه از آفتاب انورست
88
از طراوت می چکد هر چند آب از ماهتاب
از بیاض گردن مینا ز شادابی، ترست
99
از طلوع ماه، عالم گرچه روشن می‌شود
آفتاب نشأه می را طلوع دیگرست
1010
فارغند از مهر تابان، تیره روزان خمار
می پرستان را دهان شیشه می خاورست
1111
چون کف دریای رحمت، پرتو مهتاب را
شاهدان سیمبر، پوشیده زیر چادرست
1212
در بلورین جام، می جولان دیگر می کند
در شب مهتاب، می را آب و تاب دیگرست
1313
نور مهتاب پریشان در بساط باغ ها
آهوی مشکین شب را نافه های اذفرست
1414
می گشاید عقده سر در گم افلاک را
میکشان را چون سبو دستی که در زیر سرست
1515
یوسف سیمین بدن در نیل عریان گشته است؟
یا مه تابان نمایان بر سپهر اخضرست
1616
این که صائب در کهنسالی جوانی می کند
از نسیم التفات شاه والا گوهرست
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

عاشق پروانه مشرب را چه پروای سرست؟

رشته این شمع بی پروا کمند صرصرست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 970

اگلی نظم

دل چنین زار و نزار از اختر بد گوهرست

شعله لاغر این چنین از چشم تنگ مجمرست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 972

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

عمرها شد عجزطاقت سوی‌جیبم رهبرست

در ره تسلیم دل پایی‌که من دارم سرست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 642

نسخهٔ آرام دل در عرض آهی ابترست

غنچه‌ها را خامشی شیرازهٔ بال و پرست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 643

حفظ دولت در پریشان کردن سیم و زرست

مد احسان رشته شیرازه این دفترست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 968

نعمت الوان دنیا مایه دردسرست

خون فاسد در بدن آهن ربای نشترست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 969

عاشق پروانه مشرب را چه پروای سرست؟

رشته این شمع بی پروا کمند صرصرست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 970

دل چنین زار و نزار از اختر بد گوهرست

شعله لاغر این چنین از چشم تنگ مجمرست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 972

عشرت روی زمین در چرب نرمی مضمرست

رشته هموار را بالین و بستر گوهرست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 973

روز ما با شب یکی زان آفتاب انورست

زنگ این آیینه از تردستی روشنگرست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 974

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00