صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. بیدل دهلوی
  2. »غزلیات
  3. »غزل شمارهٔ 642

غزل شمارهٔ 642

شاعر: بیدل دهلوی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رست

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 8

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

عمرها شد عجزطاقت سوی‌جیبم رهبرست

در ره تسلیم دل پایی‌که من دارم سرست

2

تا فروغ شعلهٔ خورشید حسنی دیده‌ام

صبح اگربالد به چشم من‌کف خاکسترست

3

ای که بر نقش قدش دل بسته‌ای هشیار باش

سایهٔ این سرو آشوب قیامت‌پرورست

4

ذوق تسلیمی به جیب امتحانت گل نریخت

ورنه همچون شمع‌، دامن تاگریبانت سرست

5

گر کند حسنش بساط حیرت آیینه‌ گرم

هر قدر نظاره‌ها بر دیده پیچد جوهرست

6

سرمهٔ آن چشم‌، دل را در سیهروزی نشاند

شیشهٔ ما را غبار از موج خط ساغرست

7

تا تمنای می‌ام‌ گل ‌کرد از خود رفته‌ام

چون سحر در شوخیِ خمیازه‌ام بال و پرست

8

آبله در راه شوقم بسکه دارد جوش اشک

نقش پایم هر کجا گل می‌کند چشم ترست

9

سعی ما بی دانشان گامری به همواری نزد

هر خطی ‌کز خامهٔ ‌مجنون ‌دمد بی‌مسطرست

10

هر سخن‌کز پرده ی تسلیم خارج‌ گل ‌کند

ناملایمتر ز آهنگ دف بی‌چنبرست‌

11

دست بردل نه‌، زنیرنگ سراغ ما مپرس

کاروان ناله‌ایم و آتش ما دیگرست

12

بیدل از پرواز، خجلت دارم‌، اما چاره نیست

ذرهٔ موهومم وگل‌کردنم بال و پرست

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سرکشیها به مرگ راهبرست

گردن موج را حباب سرست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 641

اگلی نظم

نسخهٔ آرام دل در عرض آهی ابترست

غنچه‌ها را خامشی شیرازهٔ بال و پرست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 643

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

حفظ دولت در پریشان کردن سیم و زرست

مد احسان رشته شیرازه این دفترست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 968

نعمت الوان دنیا مایه دردسرست

خون فاسد در بدن آهن ربای نشترست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 969

عاشق پروانه مشرب را چه پروای سرست؟

رشته این شمع بی پروا کمند صرصرست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 970

در شب مهتاب می را آب و تاب دیگرست

باده و مهتاب با هم همچو شیر و شکرست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 971

دل چنین زار و نزار از اختر بد گوهرست

شعله لاغر این چنین از چشم تنگ مجمرست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 972

عشرت روی زمین در چرب نرمی مضمرست

رشته هموار را بالین و بستر گوهرست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 973

روز ما با شب یکی زان آفتاب انورست

زنگ این آیینه از تردستی روشنگرست

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 974

نسخهٔ آرام دل در عرض آهی ابترست

غنچه‌ها را خامشی شیرازهٔ بال و پرست

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 643

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور