صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 975غزل شمارهٔ 975شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: اپرستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجای غم خالی بود تا ساغر از صهبا پرستدور دور می پرستان است تا مینا پرست2نقل کریںبر مراد ماست گردون تا قدح در گردش استپشت ما بر کوه باشد تا خم از صهبا پرست3نقل کریںاز شراب عشق رنگی نیست موجودات راعالمی قالب تهی کردند و این مینا پرست4نقل کریںمور صحرای قناعت شو که برگ زندگیگر پر کاهی است، در دامان این صحرا پرست5نقل کریںنشأه می حلقه بیرون در گردیده استبس که از خواب و خمار آن نرگس شهلا پرست6نقل کریںبخت سبز از قلزم گردون سیمابی مجویگریه ای سر کن که آن عنبر درین دریا پرست7نقل کریںدام عقل است آن که چشمش می پرد بهر شکارچشم دام عشق از سیمرغ و از عنقا پرست8نقل کریںیک سر بی کبر در نمرود زار خاک نیستکاسه هر کس که می بینم ازین سکبا پرست9نقل کریںگر زند صد دور، آبش بر قرار خود بودکاسه هر کس که چون گرداب از دریا پرست10نقل کریںما سیه بختان سزاوار تبسم نیستیمیک نظر گر می کند صائب به حال ما، پرست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمروز ما با شب یکی زان آفتاب انورستزنگ این آیینه از تردستی روشنگرستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 974اگلی نظمگوش تا گوش زمین از گفتگوی من پرستتا خط بغداد، این جام از سبوی من پرستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 976آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمروز ما با شب یکی زان آفتاب انورستزنگ این آیینه از تردستی روشنگرستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 974
اگلی نظمگوش تا گوش زمین از گفتگوی من پرستتا خط بغداد، این جام از سبوی من پرستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 976