صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 976غزل شمارهٔ 976شاعر: صائبوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: ویمنپرستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگوش تا گوش زمین از گفتگوی من پرستتا خط بغداد، این جام از سبوی من پرست2نقل کریںنه همین اهل زمین را پایکوبان کرده استخانقاه چرخ هم از هایهوی من پرست3نقل کریںاز سر پر شور دارم آسمان را بی قراراین قدح در دور باشد تا کدوی من پرست4نقل کریںگرد پاپوشی رسانیده است هر جا کلک مننافه خاک از نسیم مشکبوی من پرست5نقل کریںجام گردون ته ندارد، ورنه از احسان عشقنغمه خونین چو مینا در گلوی من پرست6نقل کریںچون به دریا متصل شد جو، نمی گردد تهیجای حیرت نیست گر پیوسته جوی من پرست7نقل کریںتنگ افتاده است دامان صدف افلاک راورنه گوهر در سحاب تازه روی من پرست8نقل کریںآشنایی نیست غیر از معنی بیگانه امشکوه خلق از دل بیگانه خوی من پرست9نقل کریںداغ ها دارد بهار از جلوه طاوسیمبس که از افکار رنگین مو به موی من پرست10نقل کریںخارخار مدعایی نیست در خاطر اوچرخ را دل از دل بی آرزوی من پرست11نقل کریںصائب از آزادگی با درد بی درمان خوشمور نه دامان جهان از چاره جوی من پرست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمجای غم خالی بود تا ساغر از صهبا پرستدور دور می پرستان است تا مینا پرستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 975اگلی نظمعیب نادان در زمان خامشی گویاترستپسته بی مغز در لب بستگی رسواترستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 977آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمجای غم خالی بود تا ساغر از صهبا پرستدور دور می پرستان است تا مینا پرستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 975
اگلی نظمعیب نادان در زمان خامشی گویاترستپسته بی مغز در لب بستگی رسواترستصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 977