صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 719غزل شمارهٔ 719شاعر: صائبوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: امراہم وزن و قافیہ نظمیں: 3صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںشد استخوان ز دورِ فلک توتیا مراباری دگر نماند درین آسیا مرا2نقل کریںدرویشیم به سایهٔ دیوار میبردهر چند زیرِ بال خود آرد هما مرا3نقل کریںفارغ ز کامِ هر دو جهانم که کرده استحیرانیِ جمالِ تو بیمدّعا مرا4نقل کریںدُرِّ یتیم را چه شناسد صدف که چیستسهل است اگر سپهر نداند بها مرا5نقل کریںمهمانِ کِشتِ خویشم، اگر نیک اگر بد استحاشا که هیچ شکوه بوَد از قضا مرا6نقل کریںخشم است خوردنِ من و عیب است پوششماین است از زمانه لباس و غذا مرا7نقل کریںدر معنیم فقیر و به صورت توانگرمچون غنچه هست خرقه به زیرِ قبا مرا8نقل کریںپایِ به خواب رفتهٔ کوهِ تحمّلمنتوان به تیغ کرد ز دامن جدا مرا9نقل کریںاز کوهِ غم اگر چه دو تا گشته قامتمنشکسته است آبله در زیرِ پا مرا10نقل کریںخون در تلاشِ جامهٔ الوان نمیخورمسالی بس است کعبهصفت یک قبا مرا11نقل کریںاز چرخِ منّت پرِ کاهی نمیکشمگر استخوان ز درد شود کهربا مرا12نقل کریںاز سایهام اگر چه به دولت رسند خلقیک مشت استخوان نبوَد چون هما مرا13نقل کریںصائب نبسته است کسی پای سِیرِ منزندان شده است بندِ گران وفا مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمپیچیده است دست تو دست کلیم رادر حقه کرده لعل تو در یتیم راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 718اگلی نظمغمگین نیم که خلق شمارند بد مرانزدیک می کند به خدا، دست رد مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 720زمینہم وزن و قافیہ نظمیںصوفی بیا که آیِنِه، صافیست جام راتا بِنگَری صَفایِ مِیِ لَعلفام راحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 7در خور اگر نییم می لعل فام راای کاش تر کنند به بویی مشام رانظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 30در گردش آورید می لعل فام رازین بیش خشک لب مپسندید جام راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 717آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمپیچیده است دست تو دست کلیم رادر حقه کرده لعل تو در یتیم راصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 718
اگلی نظمغمگین نیم که خلق شمارند بد مرانزدیک می کند به خدا، دست رد مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 720
در خور اگر نییم می لعل فام راای کاش تر کنند به بویی مشام رانظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 30