صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 720غزل شمارهٔ 720شاعر: صائبوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: دمراصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںغمگین نیم که خلق شمارند بد مرانزدیک می کند به خدا، دست رد مرا2نقل کریںگو دیگری مکن طلب من، که لطف حقهر روز پنج بار طلب می کند مرا3نقل کریںکیفیتم چو باده انگور شد زیادچندان که زد به فرق، حوادث لگد مرا4نقل کریںشد جوش خلق پرده چشم خداشناسغافل ز بحر کرد هجوم زبد مرا5نقل کریںمی ریخت اشک گرم ز مژگان آفتابروزی که بود آینه زیر نمد مرا6نقل کریںترسانده است چشم مرا خار انتقامبازی نمی دهد گل روی سبد مرا7نقل کریںچون لعل اگر چه در جگر سنگ خاره اماز نور آفتاب مدد می رسد مرا8نقل کریںقارون شدم ز داغ، همانا درین بساطعشق تو یافته است همین معتمد مرا9نقل کریںچندان که پا ز کوی خرابات می کشمآب روان حکم قضا می برد مرا10نقل کریںصائب میان تازه خیالان اصفهانبس باشد این غزل، گل روی سبد مرا◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمشد استخوان ز دورِ فلک توتیا مراباری دگر نماند درین آسیا مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 719اگلی نظممی در پیاله خون جگر می شود مراباد مراد، موج خطر می شود مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 721آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمشد استخوان ز دورِ فلک توتیا مراباری دگر نماند درین آسیا مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 719
اگلی نظممی در پیاله خون جگر می شود مراباد مراد، موج خطر می شود مراصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 721