صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3285

غزل شمارهٔ 3285

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انمیگردد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

اشک دریادل ما گرد جهان می‌گردد

آب از قوت سرچشمه روان می‌گردد

2

صادقان زیر فلک قصد اقامت نکنند

صبح چون کرد نفس راست، روان می‌گردد

3

می‌برد بی‌خردان را سخن پوچ از جای

طفل را مرکب نی تخت روان می‌گردد

4

پیری از طینت خامان نبرد خامی را

تیر کج راست کی از زور کمان می‌گردد؟

5

می‌دهد پیچ و خم فکر سخن را پرداز

خامشی جوهر شمشیر زبان می‌گردد

6

دُرد می کاهربای دلِ صدپارهٔ ماست

خاک شیرازه اوراق خزان می‌گردد

7

چون جدل نیست بلایی سر بی‌مغزان را

رگ گردن چو شود راست، سنان می‌گردد

8

بیشتر گوشه نشینان جهان صیادند

دام در خاک پی صید نهان می‌گردد

9

از ملامت نشود کند مرا پای طلب

سخن سخت مرا سنگ فسان می‌گردد

10

خصم بدگوهر اگر حرف ملایم گوید

استخوانی است که در لقمه نهان می‌گردد

11

نیست سیمین‌ذقنان را ز خط سبز گزیر

این ترنجی است که نارنج‌نشان می‌گردد

12

هرکه از دایره شرع برون ننهد پای

خاتم دست سلیمان زمان می‌گردد

13

خانه آباد به معماری سیلاب کند

تاجری را که به دولاب دکان می‌گردد

14

صبر بر سختی ایام ثمرها دارد

چشمه‌ها بیشتر از سنگ روان می‌گردد

15

من دیوانه به هرجا که گریزم از خلق

سنگ اطفال، مرا سنگ نشان می‌گردد

16

می‌کند ابر بهاران دهنش پرگوهر

هرکه صائب چو صدف پاک دهان می‌گردد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آدمی پیر چو شد حرص جوان می‌گردد

خواب در وقت سحرگاه گران می‌گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3284

اگلی نظم

صبر در عشق ز دلها سفری می گردد

کوه در راه طلب کبک دری می گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3286

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

سر ارباب جدل خرج زبان می‌گردد

رگ گردن چو قوی گشت سنان می‌گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3281

راست آزرده کی از زخم زبان می‌گردد؟

تیر کج باعث آرام نشان می‌گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3282

دیدنت باعث سرسبزی جان می‌گردد

پیر در سایه سرو تو جوان می‌گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3283

آدمی پیر چو شد حرص جوان می‌گردد

خواب در وقت سحرگاه گران می‌گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3284

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور