صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3282

غزل شمارهٔ 3282

شاعر: صائب

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: انمیگردد

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11

راست آزرده کی از زخم زبان می‌گردد؟

تیر کج باعث آرام نشان می‌گردد

22

برق اگر پای درین وادی خونخوار نهد

از نفس سوختگی سنگ نشان می‌گردد

33

نفس کج‌رو ز نصیحت ننهد پای به راه

تیر کج راست کی از زور کمان می‌گردد؟

44

دولت سنگدلان را نبود استقرار

سیل از کوه به تعجیل روان می‌گردد

55

شمع در جامه فانوس نماند پنهان

هرچه در دل بود از جبهه عیان می‌گردد

66

در طلب باش که از گرمی صحرای طلب

پای پر آبله از دیده‌‌وران می‌گردد

77

روزگاری است که از رهگذر ناسازی

سنگ اطفال به دیوانه گران می‌گردد

88

بس که خون می‌خورد از خار درین سبز چمن

زر به کف گل ز پی باد خزان می‌گردد

99

می‌شود حرص هم از جمع زر و سیم غنی

تشنه سیراب اگر از ریگ روان می‌گردد

1010

می‌نمایند به انگشت چو ماه عیدش

قسمت هرکه ز گردون لب نان می‌گردد

1111

گرد کلفت ز دل صاف کشان می‌چیند

هرکه در میکده از دُردکشان می‌گردد

1212

سرخ‌رو سر زند از خاک به محشر صائب

هرکه از جمله خونابه‌کشان می‌گردد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

سر ارباب جدل خرج زبان می‌گردد

رگ گردن چو قوی گشت سنان می‌گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3281

اگلی نظم

دیدنت باعث سرسبزی جان می‌گردد

پیر در سایه سرو تو جوان می‌گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3283

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

سر ارباب جدل خرج زبان می‌گردد

رگ گردن چو قوی گشت سنان می‌گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3281

دیدنت باعث سرسبزی جان می‌گردد

پیر در سایه سرو تو جوان می‌گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3283

آدمی پیر چو شد حرص جوان می‌گردد

خواب در وقت سحرگاه گران می‌گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3284

اشک دریادل ما گرد جهان می‌گردد

آب از قوت سرچشمه روان می‌گردد

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 3285

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور