صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. صائب
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2550

غزل شمارهٔ 2550

شاعر: صائب

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: رمیکند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

تشنه جانان را کجا سیراب ساغر می‌کند؟

ریگ در یک آب خوردن بحر را بر می‌کند

2

شمع ما تا سیلی دست حمایت خورده است

می‌فشاند اشک گرم و یاد صرصر می‌کند

3

شکوه را در دل مکن پنهان که این آتش‌عنان

بیضه فولاد را همچشم مجمر می‌کند

4

زاهدان را ترک دنیا نیست از آزادگی

سکه از بهر روایی پشت بر زر می‌کند

5

در بزرگان هیچ عیبی نیست چون نقصان حلم

سنگ کم میزان دولت را سبکسر می‌کند

6

سد راه قرب یزدان است اوج اعتبار

پشت بر محراب واعظ بهر منبر می‌کند

7

در حریم حسن گستاخ است چشم پاک بین

شبنم از دامان گل بالین و بستر می‌کند

8

بوته خاری است در چشم خداجویان بهشت

کی علاج تشنه دیدار، کوثر می‌کند؟

9

می‌کند آخر ز راه تنگ‌چشمی لاغرش

رشته را فربه در اول گرچه گوهر می‌کند

10

سایه دستی به هرکس قهرمان عشق داد

بستر و بالین ز آتش چون سمندر می‌کند

11

دام و دد را چون سلیمان کرد مجنون رام خویش

چون بلند افتاد سودا کار افسر می‌کند

12

ترک دنیا کن که در بحر پر آشوب جهان

دست شستن کار بازوی شناور می‌کند

13

می‌فشاند بر مراد هردو عالم آستین

بی‌نیازی هرکه را صائب توانگر می‌کند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مست ناز من ز ساغر تا لبی تر می‌کند

از لب میگون دو چندان می به ساغر می‌کند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2549

اگلی نظم

سیرچشمی تنگدستان را توانگر می‌کند

موم را این بحر گوهرخیز عنبر می‌کند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2551

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بر بناگوشت بلای خط که سر بر می‌کند

جزو جزو عاشق بیچاره ابتر می‌کند

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 661

شور اشکم‌ گر چنین راه تپش سر می‌کند

تردماغیهای دریا نذر گوهر می‌کند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1404

درگلستانی‌که حسنش جلوه‌ای سر می‌کند

گل ز شبنم دیدهٔ حیران ساغر می‌کند

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 1434

مست ناز من ز ساغر تا لبی تر می‌کند

از لب میگون دو چندان می به ساغر می‌کند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2549

سیرچشمی تنگدستان را توانگر می‌کند

موم را این بحر گوهرخیز عنبر می‌کند

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 2551

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور