شاعر: صائب
پیچ و خم لازمه رشته جان می باشد
نیست بی سلسله تا آب روان می باشد
جان روشن نکند در تن خاکی آرام
آب در صلب گهر قطره زنان می باشد
اختیاری نبود آه، کهنسالان را
تیر را شهپر پرواز، کمان می باشد
صحبت بدگهران بر دل نیکان بارست
در ترازوی گهر سنگ گران می باشد
رخنه در جوشن فولاد کند چون پیکان
دل هرکس که موافق به زبان می باشد
چشم حیران نشود سیر ز نظاره حسن
دیده آینه دایم نگران می باشد
می رسد روزیش از عالم بالا بی خواست
هرکه مانند صدف پاک دهان می باشد
شوخی حسن محال است ز خط گم گردد
برق در ابر سیه خنده زنان می باشد
دیده حرص محال است شود سیر به خاک
دام در زیر زمین هم نگران می باشد
عشق در پرده ناموس نماند صائب
ماه پوشیده کجا زیر کتان می باشد؟
زمین
پیر خمیازهکش وضع جوان میباشد
حسرت تیر در آغوش کمان میباشد
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1215
راحت دل ز نفس بالفشان میباشد
آب این آینه چون باد روان میباشد
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1216
دیده زنده دلان اشک فشان می باشد
آب از قوت سرچشمه روان می باشد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3461
شکوه اهل دل از خلق نهان می باشد
این عقیقی است که در زیر زبان می باشد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3462
فارسی متن کا ماخذ: گنجور