شاعر: بیدل دهلوی
راحت دل ز نفس بالفشان میباشد
آب این آینه چون باد روان میباشد
شعلهها رنگ به خاکستر ما باخته است
شور پرواز درن سرمه نهان میباشد
سادگی جنس چو آیینه دکانی داریم
زینت ما به متاع دگران میباشد
به زبان راز دل خویش سپردیم چو شمع
موج اینگوهر خونگشته زبان میباشد
حایلی نیست به جولانگه معنی هشدار
خواب پا در ره ما سنگنشان میباشد
بیگهر نشئهٔ تمکین صدف ممکن نیست
تا نم آب بگو شستگران میباشد
کینهٔ خصم بداندیش ملایمگفتار
نیش خاری است که در آب نهان میباشد
ایمن از فتنه نگردی به مدارای حسود
آب تیغ آفت قعرش بهکران میباشد
تیرهبختی نفسی از طلبم غافل نیست
سایه دایم ز پی شخص روان میباشد
ذوق خود بینی ما تا نشود محو فنا
نتوان یافت که آیینه چسان میباشد
شرر از سنگ دهد عرضهٔ شوخی بیدل
تیغ کین را سخن سخت فسان میباشد
زمین
پیچ و خم لازمه رشته جان می باشد
نیست بی سلسله تا آب روان می باشد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3460
دیده زنده دلان اشک فشان می باشد
آب از قوت سرچشمه روان می باشد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3461
شکوه اهل دل از خلق نهان می باشد
این عقیقی است که در زیر زبان می باشد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3462
پیر خمیازهکش وضع جوان میباشد
حسرت تیر در آغوش کمان میباشد
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 1215
فارسی متن کا ماخذ: گنجور