صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »مواعظ
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 61

غزل شمارهٔ 61

شاعر: سعدی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: نی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

Toggle stanza 1
11
پاکیزه روی را که بود پاکدامنی
تاریکی از وجود بشوید به روشنی
22
گر شهوت از خیال دماغت به در رود
شاهد بود هر آنچه نظر بر وی افکنی
33
ذوق سماع مجلس انست به گوش دل
وقتی رسد که گوش طبیعت بیاکنی
44
بسیار بر نیاید شهوت‌پرست را
کش دوستی شود متبدل به دشمنی
55
خواهی که پای‌بسته نگردی به دام دل
با مرغ شوخ‌دیده مکن همنشیمنی
66
شاخی که سر به خانهٔ همسایه می‌برد
تلخی برآورد مگرش بیخ برکنی
77
زنهار گفتمت قدم معصیت مرو
ورنه نزیبدت که دم معرفت زنی
88
سعدی! هنر نه پنجهٔ مردم شکستن است
مردی درست باشی اگر نفس بشکنی
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر روز باد می‌برد از بوستان گلی

مجروح می‌کند دل مسکین بلبلی

سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 60

اگلی نظم

اگر لذت ترک لذت بدانی

دگر شهوت نفس، لذت نخوانی

سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 62

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

یوسف بن الحسین - قدس الله سره - گفته است: همه نیکوییها در خانه ایست و کلید آن تواضع و فروتنی؛ و همه بدیها در خانه ایست و کلید آن مایی و منی.

جمع است خیرها همه در خانه و نیست

جامی»بهارستان»روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)»بخش 25

صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی

برگ صبوح ساز و بده جام یک منی

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 479

ای آسمان که بر سر ما چرخ می‌زنی

در عشق آفتاب تو همخرقه منی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2997

ساقی بیار باده سغراق ده منی

اندیشه را رها کن کاری است کردنی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3000

ای اصل تو ز خاک سیاه و تن از منی

در سر منی مکن که به ترکیب چون منی

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 189

آسوده‌خاطرم که تو در خاطر منی

گر تاج می‌فرستی و گر تیغ می‌زنی

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 602

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00