صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3000

غزل شمارهٔ 3000

شاعر: رومی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: نی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

صداکار: فاطمه زندی
Toggle stanza 1
11
ساقی بیار باده سغراق ده منی
اندیشه را رها کن کاری است کردنی
22
ای نقد جان مگوی که ایام بیننا
گردن مخار خواجه که وامی است گردنی
33
ای آب زندگانی در تشنگان نگر
بر دوست رحم آر به کوری دشمنی
44
هوشی است بند ما و به پیش تو هوش چیست
گر برج خیبر است بخواهیش برکنی
55
اندر مقام هوش همه خوف و زلزله‌ست
در بی‌هشی است عیش و مقامات ایمنی
66
در بزم بی‌هشی همه جان‌ها مجردند
رقصان چو ذره‌ها خورشان نور و روشنی
77
ای آفتاب جان در و دیوار تن بسوز
قانع نمی‌شویم بدین نور روزنی
88
این قصه را رها کن ما سخت تشنه‌ایم
تو ساقی کریمی و بی‌صرفه و غنی
99
هیهای عاشقان همه از بوی گلشنی است
آگاه نیست کس که چه باغ و چه گلشنی
1010
خشک آر و می‌نگر ز چپ و راست اشک خون
ای سنگ دل بگوی که تا چند تن زنی
1111
بیهوده چند گویی خاموش کن بس است
فرمان گفت نیست همان گیر که الکنی
1212
تا شمس حق تبریز آرد گشایشی
کاین ناطقه نماند در حرف معتنی
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

تا چند از فراق مرا کار بشکنی

زاریم نشنوی و مرا زار بشکنی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2999

اگلی نظم

ای نای بس خوش است کز اسرار آگهی

کار او کند که دارد از کار آگهی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3001

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

یوسف بن الحسین - قدس الله سره - گفته است: همه نیکوییها در خانه ایست و کلید آن تواضع و فروتنی؛ و همه بدیها در خانه ایست و کلید آن مایی و منی.

جمع است خیرها همه در خانه و نیست

جامی»بهارستان»روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)»بخش 25

صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی

برگ صبوح ساز و بده جام یک منی

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 479

آسوده‌خاطرم که تو در خاطر منی

گر تاج می‌فرستی و گر تیغ می‌زنی

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 602

پاکیزه روی را که بود پاکدامنی

تاریکی از وجود بشوید به روشنی

سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 61

ای اصل تو ز خاک سیاه و تن از منی

در سر منی مکن که به ترکیب چون منی

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 189

ای آسمان که بر سر ما چرخ می‌زنی

در عشق آفتاب تو همخرقه منی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2997

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00