رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2999غزل شمارهٔ 2999شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: اربشکنیصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتا چند از فراق مرا کار بشکنیزاریم نشنوی و مرا زار بشکنی22نقل کریںدستم شکست دست فراقت ز کار و باردانستمی دگر به چه مقدار بشکنی33نقل کریںهین شیشه باز هجر رسیدی به سنگلاخکاین شیشهام تنک شد هشدار بشکنی44نقل کریںزین سنگلاخ هجر سوی سبزه زار وصلگر زوترک نرانی ناچار بشکنی55نقل کریںخونم فسرده شد به دل اندر چو ناردانگخونش چنین دود چو دل نار بشکنی66نقل کریںباری چو بشکنی دل پرحسرت مرادر وصل روی دلبر عیار بشکنی77نقل کریںمخدوم شمس دین که شهنشاه بینشیکز یک نظر دو صد دل و دلدار بشکنی88نقل کریںتبریز از تو فخر به اینت مسلم استصد تاج را به ریشه دستار بشکنی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسوگند خوردهای که از این پس جفا کنیسوگند بشکنی و جفا را رها کنیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2998اگلی نظمساقی بیار باده سغراق ده منیاندیشه را رها کن کاری است کردنیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3000◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسوگند خوردهای که از این پس جفا کنیسوگند بشکنی و جفا را رها کنیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2998
اگلی نظمساقی بیار باده سغراق ده منیاندیشه را رها کن کاری است کردنیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3000