شاعر: جامی
زمین
صبح است و ژاله میچکد از ابر بهمنی
برگ صبوح ساز و بده جام یک منی
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 479
ای آسمان که بر سر ما چرخ میزنی
در عشق آفتاب تو همخرقه منی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2997
ساقی بیار باده سغراق ده منی
اندیشه را رها کن کاری است کردنی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3000
آسودهخاطرم که تو در خاطر منی
گر تاج میفرستی و گر تیغ میزنی
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 602
پاکیزه روی را که بود پاکدامنی
تاریکی از وجود بشوید به روشنی
سعدیمواعظغزلیاتغزل شمارهٔ 61
ای اصل تو ز خاک سیاه و تن از منی
در سر منی مکن که به ترکیب چون منی
سناییدیوان اشعارقصایدقصیدهٔ شمارهٔ 189