صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سنایی
  2. »دیوان اشعار
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 189

قصیدهٔ شمارهٔ 189

شاعر: سنایی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: نی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: قصیده

Toggle stanza 1
11

ای اصل تو ز خاک سیاه و تن از منی

در سر منی مکن که به ترکیب چون منی

22

آنکو ز خاک باشد آخر رود به خاک

او را کجا رسد سخن مایی و منی

33

از آهن مذهب معمور کرده باش

تا بر محک صرف زند زر معدنی

44

ظاهر چو بایزیدی و باطن چو بولهب

گندم نمای ز اصل و چه پوسیده ارزنی

55

ای آژده به سوزن حسرت هزار دل

سودت چه دارد آنکه مرقع بیاژنی

66

همسایهٔ تو گرسنه در روز یا سه روز

تو بسته سر ز تخمه و حلوا و روغنی

77

دل از گنه بشوی و چنان دان که روز حشر

پاکی دل بهست که پاکیزه دامنی

88

ای آمده ز خاک به خاکست رفتنت

ور صد هزار گنج به خاک اندر آگنی

99

طمع بقا چه داری معجون شخص تو

با دست و آتشست و گل تیره و منی

1010

پنداری ای اخی که بمانی تو جاودان

گر رود نگسلد ره دلگیر می زنی

1111

غافل مباش دان که ز اندام تو به گور

سازند مار و مور رفیقی و برزنی

1212

بگشای گوش عقل و نگه کن به چشم دل

در کار و بار مردم و در عالم دنی

1313

چون صدرهٔ تو بافته از پنبهٔ فناست

در دل طمع قبای بقا را چرا کنی

1414

آن کز تو زاد و آنکه ترا زاد رفته‌اند

در تیرگی گور ز صحرای روشنی

1515

گاهی تو گلخنی را بینی شده امیر

روز دگر امیر اجل گشته گلخنی

1616

خفته به زیر خاک نه لابل که گشته خاک

از خاکشان تو کرده بسی ظرف خوردنی

1717

در زیر خشت چهرهٔ خاتون خرگهی

در زیر سنگ پیکر سرهنگ جوشنی

1818

دانی تو یا ندانی کز خاک ما همان

ایدون کنند کز گل ایشان تو می‌کنی

1919

ای بر طریق باطل پویان تو روز و شب

داده عنان خویش به شیطان ز ریمنی

2020

مهر رسول مرسل و مهر علی و آل

بر دل گمار و گیر به جنات ساکنی

2121

گرد فضول و رخصت و تاویل کم دوان

چون عنکبوت تار حماقت چرا تنی

2222

بشناس کردگار و نگهدار جای خویش

دین محمدی و طریق معینی

2323

دیوان تو چو زلف نگاران سیه شدست

پس همچنین سنایی غافل چرا شنی

2424

هر چند صدهزار گناهست مایه‌اش

هر چند کز عذاب سفر نیست ایمنی

2525

از رحمت خدای دلش نا امید نیست

کو مخطیست و مفلس رب غافر و غنی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

عشق تو بربود ز من مایهٔ مایی و منی

خود نبود عشق ترا چاره ز بی‌خویشتنی

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 188

اگلی نظم

مسلمانان، مسلمانان، مسلمانی، مسلمانی

از این آیینِ بی‌دینان، پشیمانی، پشیمانی

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 190 - دریغا کو مسلمانی

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

یوسف بن الحسین - قدس الله سره - گفته است: همه نیکوییها در خانه ایست و کلید آن تواضع و فروتنی؛ و همه بدیها در خانه ایست و کلید آن مایی و منی.

جمع است خیرها همه در خانه و نیست

جامی»بهارستان»روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)»بخش 25

صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی

برگ صبوح ساز و بده جام یک منی

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 479

ای آسمان که بر سر ما چرخ می‌زنی

در عشق آفتاب تو همخرقه منی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2997

ساقی بیار باده سغراق ده منی

اندیشه را رها کن کاری است کردنی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3000

آسوده‌خاطرم که تو در خاطر منی

گر تاج می‌فرستی و گر تیغ می‌زنی

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 602

پاکیزه روی را که بود پاکدامنی

تاریکی از وجود بشوید به روشنی

سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 61

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور