صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »مواعظ
  3. »قصاید
  4. »قصیدهٔ شمارهٔ 37 - در ستایش امیرانکیانو

قصیدهٔ شمارهٔ 37 - در ستایش امیرانکیانو

شاعر: سعدی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: م

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 17

صنف: قصیده

صداکار: فاطمه زندی
Toggle stanza 1
11
بسی صورت بگردیدست عالم
وزین صورت بگردد عاقبت هم
22
عمارت با سرای دیگر انداز
که دنیا را اساسی نیست محکم
33
مثال عمر، سر بر کرده شمعیست
که کوته باز می‌باشد دمادم
44
و یا برف گدازان بر سر کوه
کزو هر لحظه جزوی می‌شود کم
55
بسا خاکا به زیر پای نادان
که گر بازش کنی دستست و معصم
66
نه چشم طامع از دنیا شود سیر
نه هرگز چاه پر گردد به شبنم
77
گل فرزند آدم خشت کردند
نمی‌جنبد دل فرزند آدم
88
به سیم و زر نکونامی به دست آر
منه بر هم که برگیرندش از هم
99
فریدون را سرآمد پادشاهی
سلیمان را برفت از دست، خاتم
1010
به نیشی می‌زند دوران گیتی
که آن را تا قیامت نیست مرهم
1111
وفاداری مجوی از دهر خونخوار
محالست انگبین در کام ارقم
1212
به نقل از اوستادان یاد دارم
که شاهان عجم کیخسرو و جم
1313
ز سوز سینهٔ فریاد خوانان
چنان پرهیز کردندی که از سم
1414
که موران چون به گرد آیند بسیار
به تنگ آید روان در حلق ضیغم
1515
و ما من ظالم الا و یبلی
و ان طال المدی یوما باظلم
1616
سخن را روی در صاحبدلانست
نگویند از حرم الا به محرم
1717
حرامش باد ملک و پادشاهی
که پیشش مدح گویند از قفا ذم
1818
عروس زشت زیبا چون توان دید
وگر بر خود کند دیبای معلم
1919
اگر مردم همین بالا و ریشند
به نیزه نیز بربستست پرچم
2020
سخن شیرین بود پیر کهن را
ندانم بشنود نوئین اعظم
2121
جهان‌سالار عادل انکیانو
سپهدار عراق و ترک و دیلم
2222
که روز بزم بر تخت کیانی
فریدونست و روز رزم رستم
2323
چنین پند از پدر نشنوده باشی
الا گر هوشمندی بشنو از عم
2424
چو یزدانت مکرم کرد و مخصوص
چنان زی در میان خلق عالم
2525
که گر وقتی مقام پادشاهیت
نباشد، همچنان باشی مکرم
2626
نه هر کس حق تواند گفت گستاخ
سخن ملکیست سعدی را مسلم
2727
مقامات از دو بیرون نیست فردا
بهشت جاودانی یا جهنم
2828
بکار امروز تخم نیکنامی
که فردا برخوری والله اعلم
2929
مدامت بخت و دولت همنشین باد
به دولت شادمان از بخت خرم
3030
به دست راست قید باز اشهب
به دست چپ عنان خنگ ادهم
3131
سر سالت مبارک باد و میمون
سعادت همره و اقبال همدم
3232
محرم بر حسود ملک و جاهت
که ماند زنده تا دیگر محرم
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

توانگری نه به مال است پیش اهل کمال

که مال تا لب گور است و بعد از آن اَعمال

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 36 - پند و موعظه

اگلی نظم

خدای را چه توان گفت شکر فضل و کرم

بدین نظر که دگرباره کرد بر عالم

سعدی»مواعظ»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 38 - در تهنیت اتابک مظفرالدین سلجوقشاه ابن سلغر

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

شدم در گوشه میخانه محرم

گرفتم گوشه ای از جمله عالم

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 304

چنان مست است از آن دم جان آدم

که نشناسد از آن دم جان آدم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1500

یکی مطرب همی‌خواهم در این دم

که نشناسد ز مستی زیر از بم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1505

خداوندا مده آن یار را غم

مبادا قامت آن سرو را خم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1514

چنان مستم چنان مستم من این دم

که حوا را بنشناسم ز آدم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1542

چو دانستم که گردنده‌ست عالم

نیاید مرد را بنیاد محکم

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 251

مسلم کن دل از هستی مسلم

دمادم کش قدح اینجا دمادم

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 254

زهی پشت و پناه هر دو عالم

سر و سالار فرزندان آدم

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 110

عزیزی گفت من عمری درین کار

بعقد و جد در بودم گرفتار

عطار»اسرارنامه»بخش چهاردهم»بخش 6 - الحکایه و التمثیل

یکی گفته‌ست از اهل سلامت

که گر رسوا شود خلق قیامت

عطار»الهی نامه»بخش سیزدهم»(2) حکایت

مزید تلاش کریں
◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00