صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »گلستان
  3. »باب هفتم در تأثیر تربیت
  4. »حکایت شمارهٔ 9

حکایت شمارهٔ 9

شاعر: سعدی

انگریزی ترجمہ: ریہاتسیک
صداکاران: فاطمه زندی، حمیدرضا محمدی

It is narrated in the compositions of philosophers that scorpions are not born in the same manner like other living beings but that they devour the bowels of their mother and, after gnawing through the belly, betake themselves to the desert. The skins which may be seen in the nests of scorpions are the evidence of this. I narrated this story to an illustrious man who then told me that his own heart bore witness to the truth of it for the case could not be otherwise inasmuch as they, having in their infancy dealt thus with their fathers and mothers, they were beloved and respected in the same manner when they grow old.

A father thus admonished his son: O noble fellow, remember this advice. ‘Whoever is not faithful to his origin Will not become the companion of happiness.’

A scorpion, having been asked why he did not go out in winter, replied: ‘What honour do I enjoy in summer that I should come out also in winter?’

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اعرابیی را دیدم که پسر را همی‌گفت یا بُنَّی اِنَّک مسئولٌ یومَ القیامةِ ماذا اکتَسَبتَ و لا یُقالُ بمن انتسبتَ. یعنی تو را خواهند پرسید که عملت چیست نگویند پدرت کیست.

جامه کعبه را که می بوسند

سعدی»گلستان»باب هفتم در تأثیر تربیت»حکایت شمارهٔ 8

اگلی نظم

فقیره درویشی حامله بود، مدّت حمل بسر آورده و مر این درویش را همه عمر فرزند نیامده بود.

گفت: اگر خدای عز ّو جل مرا پسری دهد، جز این خرقه که پوشیده دارم هر چه در ملک من است ایثار درویشان کنم.

سعدی»گلستان»باب هفتم در تأثیر تربیت»حکایت شمارهٔ 10

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چون گشادی دهان شکر خند

تنگ شکر شود گشاده ز بند

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1063

اسکندر یکی از کارداران را از عملی شریف عزل کرد و عملی خسیس به وی داد روزی آن مرد بر اسکندر درآمد، گفت: چگونه می بینی عمل خویش را؟

گفت: زندگانی پادشاه دراز باد! نه مرد به عمل بزرگ و شریف گردد بلکه عمل به مرد بزرگ و شریف شود، در هر عملی که هست نیکو سیرتی می باید و داد و انصاف اسکندر را خوش آمد، عمل وی را به وی باز داد.

جامی»بهارستان»روضهٔ دوم (در ذکر حکمت حکما)»بخش 15

شقیق بلخی - قدس الله تعالی سره - گفته است: بپرهیز از صحبت توانگر زیرا که چون دلت بدو پیوند گرفت و به داده وی خرسند شدی، پروردگاری گرفتی غیر خدای تعالی.

گر درآید توانگری با تو

جامی»بهارستان»روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)»بخش 24

چند گیری به مجلس واعظ

پای منبر پیِ گرفتنِ پند

جامی»رسالهٔ اربعین»(22) وَمِنْ کَلَامِهِ صلی الله علیه و سلم: کَفَى بِالْمَوْتِ وَاعِظًا. (مسند الشهاب للقضاعی)

دیوه هر چند کابرشم بکند

هرچه آن بیشتر به خویش تند

رودکی»مثنوی‌ها»ابیات به جا مانده از مثنوی بحر خفیف»پاره 6

ای سنایی! ز جسم و جان تا چند؟

برگذر زین دو بی‌نوا در بند

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 45 - در تزییفِ علمای دنیاجوی گفته شد

آشکارا نهان کنم تا چند؟

دوست می‌دارمت به بانگ بلند

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 93

آشکارا نهان کنم تا چند؟

دوست می‌دارمت به بانگ بلند

عراقی»عشاق‌نامه»فصل نهم»بخش 2 - غزل

هر که را باشد از تو بیم گزند

صورت امن ازو خیال مبند

سعدی»مواعظ»مثنویات»شمارهٔ 24

یاد دارم زِ پیرِ دانش‌مند

تو هم از من به یاد دار این پَند

سعدی»مواعظ»قطعات»شمارهٔ 78

مزید تلاش کریں

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00