صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. سعدی
  2. »گلستان
  3. »باب دوم در اخلاق درویشان
  4. »حکایت شمارهٔ 30

حکایت شمارهٔ 30

شاعر: سعدی

انگریزی ترجمہ: ریہاتسیک

A man, being tormented story by a contrary wind in his belly and not having the power to retain it, unwittingly allowed it to escape. He said: ‘Friends, I had no option in what I did, the fault of it is not to be ascribed to me and peace has resulted to my internal parts. Kindly excuse me.’

The belly is a prison of wind, O wise man. No sage retains wind in captivity. If wind twists thy belly let it out Because wind in the belly is a burden to the heart.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ابوهُرَیْرَه، رَضِیَ اللهُ عَنْهُ، هر روز به خدمتِ مصطفی، صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ، آمدی. گفت: یا اَباهُرَیْرَةٍ! زُرْنی غِبّاً، تَزْدَدْ حُبّاً: هر روز میا تا محبّت زیادت شود.

صاحبدلی را گفتند: بدین خوبی که آفتاب است، نشنیده‌ایم که کس او را دوست گرفته است و عشق آورده. گفت: برای آنکه هر روز می‌توان دید مگر در زمستان که محجوب است و محبوب.

سعدی»گلستان»باب دوم در اخلاق درویشان»حکایت شمارهٔ 29

اگلی نظم

از صحبتِ یارانِ دِمَشْقم مَلالتی پدید آمده بود؛ سر در بیابانِ قُدس نهادم و با حیوانات اُنس گرفتم.

تا وقتی که اسیرِ فرنگ شدم، در خَنْدَقِ طَرابُلُس با جُهودانم به کارِ گِل بداشتند.

سعدی»گلستان»باب دوم در اخلاق درویشان»حکایت شمارهٔ 31

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

زهی زلفت شکسته نرخ سنبل

گلستان رخت خندیده بر گل

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1224

مسلمانان برفت از دست من دل

چو دیدم آنچنان شکل و شمایل

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1225

اتتنی من لدی نجم الافاضل

صحیفة احتوت کل الفضائل

جامی»دیوان اشعار»قصاید»شمارهٔ 21

برون آی از نقاب غنچه ای گل

که از شوق جمالت سوخت بلبل

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 558

شتربانا مبند امروز محمل

مرا باری چنین مپسند بر دل

جامی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 563

چه خواهد اهل معنی زان عبارت

که سوی چشم و لب دارد اشارت

شیخ محمود شبستری»گلشن راز»بخش 49 - سوال از معانی اصطلاحات شاعرانهٔ عارفان

مبند ای دل، بجز در یار خود دل

امید از هر که داری جمله بگسل

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 153

پدر بگشاد مُهر از حقّهٔ لعل

دُر افشان گشت و کرد این قصّه را نقل

عطار»الهی نامه»بخش هجدهم»جواب پدر

«الا یا خیمگی خیمه فروهل

که پیشاهنگ بیرون شد ز منزل»

علامہ اقبال»ارمغان حجاز»حضور رسالت»بخش 1 - الا یا خیمگی خیمه فروهل

چه نیکو گفت ابراهیم ادهم

چو ترک مُلک و دولت کرد و خاتم

سعدی»مواعظ»مثنویات»شمارهٔ 6

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00