A man, being tormented story by a contrary wind in his belly and not having the power to retain it, unwittingly allowed it to escape. He said: ‘Friends, I had no option in what I did, the fault of it is not to be ascribed to me and peace has resulted to my internal parts. Kindly excuse me.’
The belly is a prison of wind, O wise man. No sage retains wind in captivity. If wind twists thy belly let it out Because wind in the belly is a burden to the heart.
زمین
زهی زلفت شکسته نرخ سنبل
گلستان رخت خندیده بر گل
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1224
مسلمانان برفت از دست من دل
چو دیدم آنچنان شکل و شمایل
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1225
اتتنی من لدی نجم الافاضل
صحیفة احتوت کل الفضائل
جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 21
برون آی از نقاب غنچه ای گل
که از شوق جمالت سوخت بلبل
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 558
شتربانا مبند امروز محمل
مرا باری چنین مپسند بر دل
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 563
چه خواهد اهل معنی زان عبارت
که سوی چشم و لب دارد اشارت
شیخ محمود شبستریگلشن رازبخش 49 - سوال از معانی اصطلاحات شاعرانهٔ عارفان
مبند ای دل، بجز در یار خود دل
امید از هر که داری جمله بگسل
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 153
پدر بگشاد مُهر از حقّهٔ لعل
دُر افشان گشت و کرد این قصّه را نقل
عطارالهی نامهبخش هجدهمجواب پدر
«الا یا خیمگی خیمه فروهل
که پیشاهنگ بیرون شد ز منزل»
علامہ اقبالارمغان حجازحضور رسالتبخش 1 - الا یا خیمگی خیمه فروهل
چه نیکو گفت ابراهیم ادهم
چو ترک مُلک و دولت کرد و خاتم
سعدیمواعظمثنویاتشمارهٔ 6