صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 304

غزل شمارهٔ 304

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

قافیہ: اب

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 9

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
آڈیو
آڈیو
Toggle stanza 1
1

هیچ می‌دانی چه می‌گوید رباب؟

ز اشک چشم و از جگرهای کباب

Do you not know what the rebeck says concerning tears of the eyes and burning hearts?

2

پوستی‌ام دور مانده من ز گوشت

چون ننالم در فراق و در عذاب

“I am a skin far sundered from the flesh; how should I not lament in separation and torment?”

3

چوب هم گوید بُدم من شاخ سبز

زینِ من بشکست و بدرید آن رکاب

The stick also says, “I was once a green branch; that cavalcade broke and tore to pieces my saddle.”

4

ما غریبان فراقیم ای شهان

بشنوید از ما «الی الله المآب»

We are exiles in separation; O kings, give ear to us—“To God is the returning.”

5

هم ز حق رُستیم اول در جهان

هم بدو وا می‌رویم از انقلاب

From God in the first place we sprang in the world; to Him likewise we revert from the revolution.

6

بانگ ما همچون جرس در کاروان

یا چو رعدی وقت سیران سحاب

Our cry is like the bell in the caravan, or as thunder when the clouds travel the sky.

7

ای مسافر دل منه بر منزلی

که شوی خسته به گاه اجتذاب

Wayfarer, set not your heart upon a lodging-place, becoming weary at the time of attraction;

8

زانک از بسیار منزل رفته‌ای

تو ز نطفه تا به هنگام شباب

For you have departed from many a stage, from the sperm until the season of youth.

9

سهل گیرش تا به سهلی وارهی

هم دهی آسان و هم یابی ثواب

Take it lightly, that you may escape easily; give up readily, and so find the reward.

10

سخت او را گیر کو سختت گرفت

اول او و آخر او او را بیاب

Take hold of Him firmly, for He has taken firm hold on you; first He and last He—go, discover Him.

11

خوش کمانچه می‌کشد، کان تیر او

در دل عشاق دارد اضطراب

Gently He draws the bow, for that arrow of His quivers in the hearts of the lovers.

12

ترک و رومی و عرب گر عاشق است

همزبان اوست این بانگ صواب

Be the lover Turk or Greek or Arab, this cry right enough is fellow-tongue with him.

13

باد می‌نالد همی‌خواند تو را

که بیا اندر پیم تا جوی آب

The wind is lamenting and calling to you, “Come in my wake, even to the river of water.

14

آب بودم باد گشتم آمدم

تا رهانم تشنگان را زین سراب

I was water; I became wind; I have come to deliver the thirsty ones from this mirage.”

15

نطق آن بادست کآبی بوده است

آب گردد چون بیندازد نقاب

Speech is that wind which was formerly water; it becomes water when it casts off the veil.

16

از برون شش جهت این بانگ خاست

کز جهت بگریز و رو از ما متاب

This shout arose from without the six directions: “Flee from direction, and turn not your face from Us.”

17

عاشقا کمتر ز پروانه نه‌ای

کی کند پروانه ز آتش اجتناب

O lover, you are not less than the moth; when does the moth ever avoid the flame?

18

شاه در شهرست بهر جغدْ من

کی گذارم شهر و کی گیرم خراب؟

The King is in the city; for the sake of the owl how should I abandon the city and occupy the ruin?

19

گر خری دیوانه شد نک کیر گاو

بر سرش چندان بزن کاید لباب

If an ass has gone mad, strike the ox-whip upon its head until its senses return.

20

گر دلش جویم خسیش افزون شود

کافران را گفت حق «ضَرْبَ الرَّقابْ»

If I seek his heart, his worthlessness increases still more; God said regarding the unbelievers, Strike their necks.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مجلسی خوش کن از آن دو پاره چوب

عود را درسوز و بربط را بکوب

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 303

اگلی نظم

آواز داد اختر بس روشن‌ست امشب

گفتم ستارگان را مه با منست امشب

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 305

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

زاد چون از صبح روشن آفتاب

ساقی خورشید رو در ده شراب

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 111

ای ترا در دیده من جای خواب

دیده بی خوابم از تو جای آب

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 122

وقت پیری شرم دارید از خضاب

مو، سیاهی دیده‌است اینجابه‌خواب

بیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 345

ای کریمانی که پیش چشمتان

خاک باشد سیم صرف و زر ناب

جامی»دیوان اشعار»قطعات»شمارهٔ 12

آفتاب از روی او شد در حجاب

سایه را باشد حجاب از آفتاب

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 56

ماه‌رویا! روی خوب از من متاب

بی‌خطا کشتن چه می‌بینی صواب؟

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 27

غافلند از زندگی مستان خواب

زندگانی چیست مستی از شراب

سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 4

خانه در کوی مغان کردم خراب

عاقبت هم طبع گشتم با شراب

نظیری نیشابوری»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 60

ابشروا یا قوم هذا فتح باب

قد نجوتم من شتاب الاغتراب

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 320

آڈیو

0:000:00

اس نظم کے لیے شعر بہ شعر آڈیو وقت ابھی دستیاب نہیں۔

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

0:000:00