شاعر: رومی
اتیالنیروز مسرورالجنان
یحاکی لطفه لطفالجنان
بهار از پردهٔ غم جست بیرون
به کف بر، جامهای شادمانی
سقوا من نهره روضالامالی
خذوا من خمره کاسالامانی
هوا شد معتدل، هنگام آنست
که می سوری خوری و کام رانی
فللاشجار اصناف المعالی
وللانوار انواعالمعانی
درین دفتر بسی رمزست موزون
چه باشد گر تو زین رمزی بدانی؟
لئن ضیعت عمرا قبل هذا
تدارک ما مضی فیذاالزمان
مران از گوش صوت ارغنون
مده از دست جام ارغوانی
لتغدوا روحک فی کل یوم
باصوات المثالث والمسانی
ازین خوشتر بهاری، دیر یابی
فرو مگذار این را تا توانی
زمین
اگر تو سرگذشت من بدانی
دگر افسانه مجنون نخوانی
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1811
نگارین مرا شد نوجوانی
که نو بادش نشاط و کامرانی
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1812
سقاک الله یا خیر المغانی
ولا اخلاک عن وصل الغوانی
جامیدیوان اشعارقصایدشمارهٔ 22
دریغا خلعت حسن جوانی
گرش بودی طراز جاودانی
حافظاشعار منتسبشمارهٔ 28
هم اکنون از هم اکنون داد بستان
که اکنونست بی شک زندگانی
سناییدیوان اشعارقصاید و قطعاتشمارهٔ 198
تجلی سنگ را نومید نگذاشت
مترس از دورباش لن ترانی
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6969
هزاران جان سزد در هر زمانی
نثار روی چون تو دلستانی
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 797
به هر کویی مرا تا کی دوانی
ز هر زهری مرا تا کی چشانی
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 807
سحر در شاخسار بوستانی
چه خوش میگفت مرغ نغمه خوانی
علامہ اقبالپیام مشرقلالهٔ طوررباعی شمارهٔ 25
نه آتشهای ما را ترجمانی
نه اسرار دل ما را زبانی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2656
فارسی متن کا ماخذ: گنجور