صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2997

غزل شمارهٔ 2997

شاعر: رومی

وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

قافیہ: نی

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 6

صنف: غزل

صداکار: فاطمه زندی
Toggle stanza 1
11
ای آسمان که بر سر ما چرخ می‌زنی
در عشق آفتاب تو همخرقه منی
22
والله که عاشقی و بگویم نشان عشق
بیرون و اندرون همه سرسبز و روشنی
33
از بحر تر نگردی و ز خاک فارغی
از آتشش نسوزی و ز باد ایمنی
44
ای چرخ آسیا ز چه آب است گردشت
آخر یکی بگو که چه دولاب آهنی
55
از گردشی کنار زمین چون ارم کنی
وز گردشی دگر چه درختان که برکنی
66
شمعی است آفتاب و تو پروانه‌ای به فعل
پروانه وار گرد چنین شمع می‌تنی
77
پوشیده‌ای چو حاج تو احرام نیلگون
چون حاج گرد کعبه طوافی همی‌کنی
88
حق گفت ایمن است هر آن کو به حج رسید
ای چرخ حق گزار ز آفات ایمنی
99
جمله بهانه‌هاست که عشق است هر چه هست
خانه خداست عشق و تو در خانه ساکنی
1010
زین بیش می‌نگویم و امکان گفت نیست
والله چه نکته‌هاست در این سینه گفتنی
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گر من ز دست بازی هر غم پژولمی

زیرک نبودمی و خردمند گولمی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2996

اگلی نظم

سوگند خورده‌ای که از این پس جفا کنی

سوگند بشکنی و جفا را رها کنی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2998

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

یوسف بن الحسین - قدس الله سره - گفته است: همه نیکوییها در خانه ایست و کلید آن تواضع و فروتنی؛ و همه بدیها در خانه ایست و کلید آن مایی و منی.

جمع است خیرها همه در خانه و نیست

جامی»بهارستان»روضهٔ نخستین (در ذکر احوال مشایخ صوفیه)»بخش 25

صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی

برگ صبوح ساز و بده جام یک منی

حافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 479

آسوده‌خاطرم که تو در خاطر منی

گر تاج می‌فرستی و گر تیغ می‌زنی

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 602

پاکیزه روی را که بود پاکدامنی

تاریکی از وجود بشوید به روشنی

سعدی»مواعظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 61

ای اصل تو ز خاک سیاه و تن از منی

در سر منی مکن که به ترکیب چون منی

سنایی»دیوان اشعار»قصاید»قصیدهٔ شمارهٔ 189

ساقی بیار باده سغراق ده منی

اندیشه را رها کن کاری است کردنی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3000

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00