زمین
خوشم به باده گلگون که رنگ او دارد
رگی ز تلخی آن یار تندخو دارد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3736
همین نه فاخته در سر هوای او دارد
به هر که بنگری این طوق در گلو دارد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3737
چه باده غنچه این باغ در سبو دارد؟
که هر نواطلبی برگ عیش ازو دارد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3738
گلی که بلبل ما برگ عیش ازو دارد
هزار مرحله افزون به رنگ و بو دارد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3739
کسی که دل به خیال تو در گرو دارد
به هر نفس که برآرد حیات نو دارد
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 3740
میان باغ، گل سرخ، های و هو دارد
که «بو کنید دهان مرا چه بو دارد!»
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 946