زمین
به دیدنت که من خو گرفته می آیم
بکش به غمزه که بر خویش می نبخشایم
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1461
به رنگ خامه ز بس ناتوانی اجزایم
به سودن مژه فرسوده شد سراپایم
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2314
من آن نیم که زبان را به هرزه آلایم
به مدح و ذم خسان نوک خامه فرسایم
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 621
به مهر داغ رسیده است جمله اعضایم
ز پای تا به سر خویش چشم بینایم
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 5767