رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1741غزل شمارهٔ 1741شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ازرومصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبه کوی عشق تو من نامدم که بازرومچگونه قبله گذارم چو در نماز روم22نقل کریںبه جز که کور نخواهد که من به هیچ سبببه سوی ظلمت از آن شمع صد طراز روم33نقل کریںکدام عقل روا بیند این که من تشنهبه غیر حضرت آن بحر بینیاز روم44نقل کریںبراق عشق گزیدم که تا به دور ابدبه سوی طره هندو به ترکتاز روم55نقل کریںشب چو باز و بط روز را بسوزد پرچو در سحر به مناجات او به راز روم66نقل کریںچو چشمبند قضا راه چشم بسته کندبه بوی عنبریش چشمها فرازروم77نقل کریںبه خاک پای خداوند شمس تبریزیکه چون شدم ز وی از دست سرفراز روم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخوشی خوشی تو ولی من هزار چندانمبه خواب دوش که را دیدهام نمیدانمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1740اگلی نظمببسته است پری نهانیی پایمز بند اوست که من در میان غوغایمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1742◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخوشی خوشی تو ولی من هزار چندانمبه خواب دوش که را دیدهام نمیدانمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1740
اگلی نظمببسته است پری نهانیی پایمز بند اوست که من در میان غوغایمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1742