صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2000

غزل شمارهٔ 2000

شاعر: رومی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ن

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکاران: عندلیب، علی اسلامی مذهب
Toggle stanza 1
11
ای ز هجران تو مردن طرب و راحت من
مرگ بر من شده بی‌تو مثل شهد و لبن

Since you deserted me death is for me joy and ease; without you, death has become for me like honey and milk.

22
می‌تپد ماهی بی‌آب بر آن ریگ خشن
تا جدا گردد آن جان نزارش ز بدن

The waterless fish quivers on that rough sand until its feeble soul may become parted from its body.

33
آب تلخی شده بر جانوران آب حیات
شکر خشک بر ایشان بتر از گور و کفن

For the living ones, the water of life has become the water of bitterness; pure sugar has become worse for them than the grave and winding-sheet.

44
نیست بازی کشش جزو به اصل کل خویش
چند پیغامبر بگریست پی حب وطن

It is no mere game, the drawing of the part to the origin, the All; how often the prophet wept for love of his homeland!

55
کودکی کاو نشناسد وطن و مولد خویش
دایه خواهد چه ستنبول مر او را چه یمن

The child who does not know his homeland and birthplace desires a nurse; Istanbul or Yemen—they are all one to him.

66
شد چراگاه ستاره سوی مرعای فلک
حیوان خاک پرستد مثل سرو و سمن

The star goes to graze in the pasture of the skies; the animal worships earth, like cypress and jasmine.

77
من از این ناله اگر چه که دهان می‌بندم
نتوان در شکم آب فروبست دهن

Though I close my mouth to silence this lamentation, it is not possible to close one’s mouth in the belly of the water.

88
نفس چغز ز آب است نه از باد هوا
بحریان را هله این باشد معهوده و فن

The frog’s breath is of water, not of the wind of the air; this is the custom and craft of sea creatures.

99
عارفانی که نهانند در آن قلزم نور
دمشان جمله ز نوری است ظلامات شکن

Gnostics who are hidden in that ocean of light, their breath is all of darkness-shattering light.

1010
قلم و لوح چو این جا برسیدیم شکست
شکند کوه چو آگه شود از رب منن

When I reached this point, my pen and tablet broke; the mountain is shattered when it becomes aware of the Lord of Grace.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مکن ای دوست ز جور این دلم آواره مکن

جان پی پاره بگیر و جگرم پاره مکن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1999

اگلی نظم

دم ده و عشوه ده ای دلبر سیمین بر من

که دمم بی‌دم تو چون اجل آمد بر من

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2001

◆

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

چشم خورشید به رخسار تو باشد روشن

نیست یک سرو به غیر از تو درین سبز چمن

صائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 6258

جان حیوان که ندیده است به جز کاه و عطن

شد ز تبدیل خدا لایق گلزار فطن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1990

همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن

وقت آن شد که درآییم خرامان به چمن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1991

همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن

وقت آن شد که درآییم خرامان به چمن

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2003

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00