رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1999غزل شمارهٔ 1999شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ارهمکنصنف: غزلصداکاران: عندلیب، علی اسلامی مذهبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمکن ای دوست ز جور این دلم آواره مکنجان پی پاره بگیر و جگرم پاره مکن2نقل کریںمر تو را عاشق دل داده و غمخوار بسی استجان و سر قصد سر این دل غمخواره مکن3نقل کریںنظر رحم بکن بر من و بیچارگیمجز تو ار چاره گری هست مرا چاره مکن4نقل کریںپیش آتشکده عشق تو دل شیشه گر استدل خود بر دل چون شیشه من خاره مکن5نقل کریںهر دمی هجر ستمکار تو دم می دهدمهر دمم دم ده بیباک ستمکاره مکن6نقل کریںتن پربند چو گهواره و دل چون طفل استدر کنارش کش و وابسته گهواره مکن7نقل کریںپیش خورشید رخت جان مرا رقصان دارهمچو شب جان مرا بند هر استاره مکن8نقل کریںز دغل عالم غدار دو صد سر داردسر من در سر این عالم غداره مکن9نقل کریںصد چو هاروت و چو ماروت ز سحرش بستهستمر مرا بسته این جادوی سحاره مکن10نقل کریںخمر یک روزه این نفس خمار ابد استهین مرا تشنه این خاین خماره مکن11نقل کریںلعب اول چو مرا بست میفزا بازیز آنچ یک باره شدم مات تو ده باره مکن12نقل کریںجمله عیاری ناسوت ز لاهوت تو استتو دگر یاری این کافر عیاره مکن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدنبه خدا که ز تو آموخت کمر بندیدنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1998اگلی نظمای ز هجران تو مردن طرب و راحت منمرگ بر من شده بیتو مثل شهد و لبنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2000آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبعلی اسلامی مذهبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدنبه خدا که ز تو آموخت کمر بندیدنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1998
اگلی نظمای ز هجران تو مردن طرب و راحت منمرگ بر من شده بیتو مثل شهد و لبنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2000