رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2001غزل شمارهٔ 2001شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: رمنصنف: غزلصداکاران: عندلیب، علی اسلامی مذهبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدم ده و عشوه ده ای دلبر سیمین بر منکه دمم بیدم تو چون اجل آمد بر من2نقل کریںدل چو دریا شودم چون گهرت درتابدسر به گردون رسدم چونک بخاری سر من3نقل کریںخنک آن دم که بیاری سوی من باده لعلبدرخشد ز شرارش رخ همچون زر من4نقل کریںزان خرابم که ز اوقاف خرابات توامدر خرابی است عمارت شدن مخبر من5نقل کریںشاهد جان چو شهادت ز درون عرضه کندزود انگشت برآرد خرد کافر من6نقل کریںپیش از آنک به حریفان دهی ای ساقی جمعاز همه تشنهترم من بده آن ساغر من7نقل کریںبنده امر توام خاصه در آن امر که توگوییام خیز نظر کن به سوی منظر من8نقل کریںهین برافروز دلم را تو به نار موسیتا که افروخته ماند ابدا اخگر من9نقل کریںمن خمش کردم و در جوی تو افکندم خویشکه ز جوی تو بود رونق شعر تر من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای ز هجران تو مردن طرب و راحت منمرگ بر من شده بیتو مثل شهد و لبنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2000اگلی نظمتو سبب سازی و دانایی آن سلطان بینآنچ ممکن نبود در کف او امکان بینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2002آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبعلی اسلامی مذهبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای ز هجران تو مردن طرب و راحت منمرگ بر من شده بیتو مثل شهد و لبنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2000
اگلی نظمتو سبب سازی و دانایی آن سلطان بینآنچ ممکن نبود در کف او امکان بینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2002