زمین
چشم خورشید به رخسار تو باشد روشن
نیست یک سرو به غیر از تو درین سبز چمن
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 6258
جان حیوان که ندیده است به جز کاه و عطن
شد ز تبدیل خدا لایق گلزار فطن
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1990
ای ز هجران تو مردن طرب و راحت من
مرگ بر من شده بیتو مثل شهد و لبن
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2000
همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن
وقت آن شد که درآییم خرامان به چمن
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 2003