زمین
جان در حمایت یک دم است و دنیا وجودی میان دو عدم.
دین به دنیا فروشان خرند، یوسف بفروشند تا چه خرند؟!
سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 61
رهید جان دوم از خودی و از هستی
شدهست صید شهنشاه خویش در مستی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3082
ترش ترش بنشستی بهانه دربستی
که ندهم آبت زیرا که کوزه بشکستی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3098
ز صبحگاه فتادم به دست سرمستی
نهاده جام چو خورشید بر کف دستی
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 3105