صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 3101

غزل شمارهٔ 3101

شاعر: رومی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: اقی

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

کسی که باده خورد بامداد زین ساقی

خمار چشم خوشش بین و فهم کن باقی

2

به ناشتاب سعادت مرا رسید شتاب

چنانک کعبه بیاید به نزد آفاقی

3

بیا حیات همه ساقیان بپیما زود

شراب لعل خدایی خاص رواقی

4

هزار جام پر از زهر داده بود فراق

رسید معدن تریاق و کرد تریاقی

5

بیا که دولت نو یافت از تو بخت جوان

بیا که خلعت نو یافت از تو مشتاقی

6

چگونه خنده بپوشم انار خندانم

نبات و قند نتاند نمود سماقی

7

توی که جفت کنی هر یتیم را به مراد

که هیچ جفت نداری به مکرمت طاقی

8

جهان لهو و لعب کودکانه باده دهد

ز توست مستی بالغ که زفت سغراقی

9

به گرد خانه دل مرا غم همی‌گردد

بکند دیده ماران زمرد راقی

10

برآ در آینه شو یا ز پیش چشمم دور

که زنگ قیصر روم و عدو احداقی

11

نماید آینه‌ام عکس روی و قانع نیست

صور نماید و بخشد مزید براقی

12

از این گذر کن کامروز تا به شب عیش است

خراب و مست دریدیم دلق زراقی

13

بریز بر سر و ریشش سبوی می امروز

هر آنک دم زند از عقل و خوب اخلاقی

14

چراغ قصر جهان قیصر منست امروز

به برق عارض رومی و چشم قفچاقی

15

به باد باده پراکنده گشت ابر سخن

فرست باده بی‌ابر را که رزاقی

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ببست خواب مرا جاودانه دلداری

به زیر سنگ نهان کرد و در بن غاری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3100

اگلی نظم

برست جان و دلم از خودی و از هستی

شدست خاص شهنشاه روح در مستی

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 3102

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور