زمین
ای روی تو عمر جاودانم
عمری ست که بی تو در فغانم
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1304
گر دست دهد هزار جانم
در پای مبارکت فشانم
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 418
ای ناگزران عقل و جانم
وی غارت کرده این و آنم
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 255
ای دیدن تو حیات جانم
نادیدنت آفت روانم
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 256
آمد بر من جهان و جانم
انس دل و راحت روانم
سناییدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 257
جانا، نظری که ناتوانم
بخشا، که به لب رسید جانم
عراقیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 178
از عشق در اندرون جانم
دردی است که مرهمی ندانم
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 557
گر در سر عشق رفت جانم
شکرانه هزار جان فشانم
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 559
تا با تو قرین شدهست جانم
هر جا که روم به گلستانم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1566
امروز مرا چه شد چه دانم
امروز من از سبک دلانم
رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 1567