صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عراقی
  2. »دیوان اشعار
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 178

غزل شمارهٔ 178

شاعر: عراقی

وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

قافیہ: انم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 10

صنف: غزل

Toggle stanza 1
1

جانا، نظری که ناتوانم

بخشا، که به لب رسید جانم

2

دریاب، که نیک دردمندم

بشتاب، که سخت ناتوانم

3

من خسته که روی تو نبینم

آخر به چه روی زنده مانم؟

4

گفتی که: بمردی از غم ما

تعجیل مکن که اندر آنم

5

اینک به در تو آمدم باز

تا بر سر کوت جان‌فشانم

6

افسوس بود که بهر جانی

از خاک در تو بازمانم

7

مردن به از آن که زیست باید

بی‌دوست به کام دشمنانم

8

چه سود مرا ز زندگانی

چون از پی سود در زیانم؟

9

از راحت این جهان ندارم

جز درد دلی کزو بجانم

10

بنهادم پای بر سر جان

زان دستخوش غم جهانم

11

کاریم فتاده است مشکل

بیرون شد کار می‌ندانم

12

درمانده شدم، که از عراقی

خود را به چه حیله وارهانم؟

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای راحت روانم، دور از تو ناتوانم

باری، بیا که جان را در پای تو فشانم

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 177

اگلی نظم

کجایی، ای دل و جانم، که از غم تو بجانم

بیا، که بی رخ خوب تو بیش می‌نتوانم

عراقی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 179

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ای روی تو عمر جاودانم

عمری ست که بی تو در فغانم

امیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1304

تا با تو قرین شده‌ست جانم

هر جا که روم به گلستانم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1566

امروز مرا چه شد چه دانم

امروز من از سبک دلانم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1567

ای جان لطیف و ای جهانم

از خواب گرانت برجهانم

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1568

گر دست دهد هزار جانم

در پای مبارکت فشانم

سعدی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 418

ای ناگزران عقل و جانم

وی غارت کرده این و آنم

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 255

ای دیدن تو حیات جانم

نادیدنت آفت روانم

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 256

آمد بر من جهان و جانم

انس دل و راحت روانم

سنایی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 257

از عشق در اندرون جانم

دردی است که مرهمی ندانم

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 557

گر در سر عشق رفت جانم

شکرانه هزار جان فشانم

عطار»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 559

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور