شاعر: رومی
اخرج عنالمکان، یا صارمالزمان
واسبح سباح حوت فی قلزمالمعانی
لا تبغ اتصالا نعت جسم
انی اری دنوا انی منالتدانی
العبد لیس یرضی فی رقه شریکا
فلرب کیف یرضی فی ملکه بثانی
هل عاشق تصدیم عشوقتین جمعا
اعشق فان فیه تخلیص کل غانی
العشق نور روحی صبح الهوی صبوحی
امنیة و فیه مجموعة الامانی
ماالعشق یا معنا یشرک انا و انا
تقنی عنالمدارک فی خالقالحسان
هذاالصدود خانی و النار فی جنانی
یزداد کل یوم عشقی بلا توانی
قلبی علیک یحرص یا رب لا تخلص
یارب زد وقودا سبحان من یرانی
سبحان من یرانی سبحان من رعانی
سبحان من دعانی من غیر امتحان
اسکت فلون خدی اوج دمعتی تودی
عشقا به تعالی عن صفوةالمعانی
زمین
ای رفته در غریبی، باز آکه عمر و جانی
یا خود چو عمر رفته باز آمدن ندانی؟
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1869
ما را در آرزویت بگذشت زندگانی
باقیست تا دو سه دم، دریاب گر توانی
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 1900
افتادهام به راهت چون اشک بیروانی
مکتوب انتظارم شاید مرا بخوانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2760
عمریست همچو مژگان از درد ناتوانی
دامن فشاندن من دارد جگر فشانی
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 2773
بهر خدنگ آه از بیداد دلستانی
باشد به پهلوی دل هر استخوان کمانی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 464
خوش آنکه وارهاند ما را ز ما زمانی
روشن ضمیر پیری یا خوبرو جوانی
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 963
ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی
دودم به سر برآمد زین آتش نهانی
سعدیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 613
ای جان جان جانم تو جان جان جانی
بیرون ز جان جان چیست آنی و بیش از آنی
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 796
ای در میان جانم وز جان من نهانی
از جان نهان چرایی چون در میان جانی
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 799
ای یک کرشمه تو غارتگر جهانی
دشنام تو خریده ارزان خران به جانی
عطاردیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 802
فارسی متن کا ماخذ: گنجور