ما میخواهیم و دیگران میخواهند
تا بخت کرا بود کرا راه دهند
ما زان غم او به بازی و خنداخند
عقل و ادب و هرچه بد از ما برکند
زمین
بردار دل از مادر دهر ای فرزند
با نصف اخیر شوهرش در پیوند
حافظاشعار منتسبشمارهٔ 96 - رباعی
کم کن طمع از جهان و میزی خرسند
از نیک و بد زمانه بگسل پیوند
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 83
در چشم من آمد آن سهی سرو بلند
بربود دلم ز دست و در پای افکند
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 56
در خرقهٔ توبه آمدم روزی چند
چشمم به دهان واعظ و گوش به پند
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 57
گویند مرو در پی آن سرو بلند
انگشتنمای خلق بودن تا چند؟
سعدیدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 58
قاضی همدان را حکایت کنند که با نعلبند پسری سر خوش بود و نعل دلش در آتش. روزگاری در طلبش متلهف بود و پویان و مترصد و جویان و بر حسب واقعه گویان:
در چشم من آمد آن سهیسرو بلند
سعدیگلستانباب پنجم در عشق و جوانیحکایت شمارهٔ 20
هر که به تأدیب دنیا راه صواب نگیرد، به تعذیب عقبی گرفتار آید. وَلَنُذیقَنَّهُم من العَذاب الأدنی دوُنَ العَذابِ الأکبرِ.
پند است خطاب مهتران آن گه بند
سعدیگلستانباب هشتم در آداب صحبتحکمت شمارهٔ 91
نقاش که بر نقش تو پرگار افگند
فرمود که تا سجده برندت یک چند
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 153
ای آهوی فتنه سنبلت را به کمند
در دام فریبت اهل ایمان در بند
عرفیرباعیهارباعی شمارهٔ 117
جز صحبت عاشقان و مستان مپسند
دل در هوس قوم فرومایه مبند
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 629
فارسی متن کا ماخذ: گنجور