صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »رباعیها
  3. »رباعی شمارهٔ 117

رباعی شمارهٔ 117

شاعر: عرفی

وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

قافیہ: ند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 12

صنف: رباعی

Toggle stanza 1
1

ای آهوی فتنه سنبلت را به کمند

در دام فریبت اهل ایمان در بند

2

بعد از تو به نزد ماست اسلام عزیز

نازی که ز هم بریزد آن ترک بلند

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

در علم و عمل چو ذوفنون آید مرد

آرایش بیرون و درون آید مرد

عرفی»رباعیها»رباعی شمارهٔ 116

اگلی نظم

ای خواجه چو از تو مرگ جان خواهد برد

اسباب زمانه هم زمان خواهد برد

عرفی»رباعیها»رباعی شمارهٔ 118

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

بردار دل از مادر دهر ای فرزند

با نصف اخیر شوهرش در پیوند

حافظ»اشعار منتسب»شمارهٔ 96 - رباعی

کم کن طمع از جهان و می‌زی خرسند

از نیک و بد زمانه بگسل پیوند

خیام»رباعیات»رباعی شمارهٔ 83

جز صحبت عاشقان و مستان مپسند

دل در هوس قوم فرومایه مبند

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 629

در بندم از آن دو زلف بند اندر بند

در ناله‌ام از لبان قند اندر قند

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 660

رفتم بدر خانهٔ آنخوش پیوند

بیرون آمد بنزد من خنداخند

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 710

ما می‌خواهیم و دیگران میخواهند

تا بخت کرا بود کرا راه دهند

رومی»دیوان شمس»رباعیات»رباعی شمارهٔ 810

در چشم من آمد آن سهی سرو بلند

بربود دلم ز دست و در پای افکند

سعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 56

در خرقهٔ توبه آمدم روزی چند

چشمم به دهان واعظ و گوش به پند

سعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 57

گویند مرو در پی آن سرو بلند

انگشت‌نمای خلق بودن تا چند؟

سعدی»دیوان اشعار»رباعیات»رباعی شمارهٔ 58

قاضی همدان را حکایت کنند که با نعلبند پسری سر خوش بود و نعل دلش در آتش. روزگاری در طلبش متلهف بود و پویان و مترصد و جویان و بر حسب واقعه گویان:

در چشم من آمد آن سهی‌سرو بلند

سعدی»گلستان»باب پنجم در عشق و جوانی»حکایت شمارهٔ 20

مزید تلاش کریں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور