ای خواجه ز هر خیال پر باد شوی
وز هیچ ترش گردی و دلشاد شودی
دیدم که در آتشی و بگذاشتمت
تا پخته و تا زیرک و استاد شوی
زمین
با شاهد شوخ شنگ و با بربط و نی
کنجی و فراغتی و یک شیشهٔ می
حافظرباعیاترباعی شمارهٔ 39
هنگام صَبوح ای صنمِ فرخْپی
برساز ترانهای و پیش آور می
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 116
* از آمدنِ بهار و از رفتنِ دِی
اوراقِ وجودِ ما همیگردد طی
خیامترانههای خیام (صادق هدایت)دم را دریابیم [143-108]رباعی 128
از آمدن بهار و از رفتن دی
اوراق وجود ما همی گردد طی
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 158
هنگام صبوح ای صنمِ فرخپی
برساز ترانهای و پیشآور می
خیامرباعیاترباعی شمارهٔ 178
ای طرفهٔ خوبان من! ای شهرهٔ ری!
لب را به سپید رگ، بکن پاک از می
رودکیرباعیاترباعی شمارهٔ 32
هست از دم من همیشه چرخ اندر دی
وز شرم جمالت آفتاب اندر خوی
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 394
می خور که ظریفان جهان را دردی
برگرد بناگوش ز می بینی خوی
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 404
ای شور چو آبکامه و تلخ چو می
چون نای میان تهی و پر بند چو نی
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 421
چون ما به وجود خود هویدا باشیم
چون ما به وجود خود هویدا باشیم
عطارمختارنامهباب پنجم: در بیان توحید به زبان تفریدشمارهٔ 2
فارسی متن کا ماخذ: گنجور